انجمن مرده ها | dead forum ()
ترجمه ی بیوگرافی Moluk Zarabi nevisande: - ۱۳٩٢/٢/۱

Biography

 زنده یاد ملوک ضرابی

Moluk Zarabi (1289, 1910 – 1378, 1999). She was one of the first female singers of Iran . Her origin family was Kurd from Danbali race that had migrated from Kurdish of Turkey to Iran. She began her art activities from age of 13. She learnt singing from Eghbal Azar and were recorded some songs from her. Husain Taherzadeh (two years) and Hajikhan Zarbgir were other teachers of her. With establishing radio, she went there and participated in some programs. Zarabi cooperated in scenarios of barbed society with wardship of Esmaeil Mehrtash and was skillful in singing chanson or opus and pulsatile songs. Many works have remained  from her. She was favorite singer of Iran king.  Moluk Zarabi dead in private apartment in Tehran in 1378.

albums ترجمه نشده

  •  rana
  •  sokhani ba del
  • kisty?
  • behtarinhaye 1
  •  behtarinhaye 2

تصنیفهایی از ملوک ضرابی (۱) :

 

 (۱)

تصنیف عشق بتان ( در مایه شوشتری ): دانلود کنید

من اگر بت می پرستم ، چه کنم دلداده هستم ، که من از عشق بتان

بخدا طاقت زدستت ، زند آتش بجان

تو مگر وحشی غزالی ، که چنین خوش خط و خالی ، تو مگر باغ گلی

تو مگر روز وصالی ، مگر کام دلی

مرغ دل دیوانه شد ، افسانه شد درکویت

خوش دلم را خانه شد ، کاشانه شد گیسویت

کار من آشفته شد ، آشفته تر از مویت

ناله ها دل داده شب ، شب تا سحر بی رویت

( ای پری پیکر ، شوخ و افسونگر

بی گنه کشتی مرا روزی ای دلبر

بی سبب هشتی مرا با دو چشم تر

دلربا بودی ، با وفا بودی

با رقیبان کی چنین آشنا بودی

روزی ای نامهربان مال ما بودی ) 2

 

 

(۲)

تصنیف دخترک ( در مایه شوشتری ) : دانلود کنید

اندک اندک بیا غنچه دهن ، دسته دسته بچین گل ز چمن

قصه کمتر بگو جای سخن ، یک دو بوسه بزن بر لب من

دخترک ، لب چشمه مرو ، نازنین بدین عشوه مرو

مرگ من لب پشته بیا ، چشم تو مرا کشته بیا

تازه گلریز گل یار که ای ، الله الله ز گلزار که ای

جلوه بخش کدامین چمنی ، غمگسار شب تار که ای

در برم بیا خسته شدم ، من تو را کمر بسته شدم ( آهوی وحشی )

سوی مه از آن چشم سیه ، می کنی چه با عشوه نگه ( آهوی وحشی )

همچو می طعم عشقم بچشان ، دم به دم بوسه ده می بستان

ماه من روبرویم بنشین ، نم نمک آتش دل بنشان

ای خدا ، به مو شانه مزن ، چشمکه تو رندانه مزن

آتشم به کاشانه مزن ، طعنه ها به دیوانه مزن

 

 

(۳)

تصنیف کشتی ( در مایه ابوعطا ) : دانلود کنید

آواز ابوعطا : بیا و کشتی ما در شط شراب انداز     غریو و ولوله در جان شیخ و شاب انداز

مرا به کشتی باده در افکن ای ساقی     که گفته اند نکویی کن و در آب انداز

کشتی نشسته یار من ، آن نازنین نگار من

ای ناخدا تو می بری ، صبر من و قرار من

 

مرو مرو کشتی خدا را ، مبر مبر نگار ما را

مرو مرو که راز پنهان ، هر شب نماید آشکارا

مگر مگر باشد دل تو ، ای ناخدا از سنگ خارا

آخر مگر ای ناخدا ، ترسی نداری از خدا ، از من کنی یارم جدا

 

کشتی به دریا می رود ، آب از سر ما می رود

جانم رود ای ناخدا ، چون یار زیبا می رود

 

(۴)

تصنیف آی گفتی ( در دستگاه سه گاه ) : دانلود کنید

ای خوشا طی شود هجر یار آی گفتی     دوره محنت و انتظار آی گفتی

دیده دریا شد آخر از غم هجرانت     شور وصلش آتش زد بر دل یارانت

دوری جانان ، کی یابد پایان

 

ای خوشا طی شود هجر یار آی گفتی     دوره محنت و انتظار آی گفتی

ای صبا از یاری با یار من بگو     هر شب با یاد او ، باشدم گفتگو

کی خبر از ما ، دارد آن زیبا

ای خوشا طی شود هجر یار آی گفتی     دوره محنت و انتظار آی گفتی

 

شب مهتاب و می در ساغر آی گفتی     دور از چشم رقیب با دلبر آی گفتی

لذت از زندگی هرگز نبری ای دل     تا نگردد تو را وصل صنمی حاصل

صحبت خوبان ، را غنیمت دان

ای خوشا طی شود هجر یار آی گفتی     دوره محنت و انتظار آی گفتی

گر بگوید صبا ، کز وفا دلبرم     می آید در برم ، کی شود باورم

آن مه زیبا ، کرده ترک ما

ای خوشا طی شود هجر یار آی گفتی     دوره محنت و انتظار آی گفتی

 

(۵)

آواز شور : دانلود کنید

دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل است     هر که ما را این نصیحت می کند بی حاصل است

زهر نزدیک خردمندان اگر چه قاتل است     چون ز دست دوست می گیری شفای عاجلست

آنکه می گوید نظر بر منظر خوبان مکن     آن خود این صورت همی بیند زمعنی غافلست

گر فراق افتد به صد منزل میان ما و دوست     همچنانش در میان جان شیرین منزلست

سعدیا سهل است با هرکس گرفتن دوستی     لیک چون پیوند شد خود باز کردن مشکل است

 

 

(۶)

تصنیف مویت بنازم ( در دستگاه سه گاه ) : دانلود کنید

 مویت بنازم که کمند عاشقان است     رویت بنازم کعبه ما بیدلان است

چه دیده ای ، صنما ، ز جفا ، که وفا ، نکنی ، با همزبانان ، عزیز من

مویت بنازم که کمند عاشقان است

 

روزی گزارم به سر کوی تو افتاد     چشمم بر آن نرگس جادوی تو افتاد

بیا بیا ، که دگر ، صنما ، بخدا ، دل ما ، خون شد زهجران ، عزیز من

مویت بنازم که کمند عاشقان است

 

یک شب تو در محفل ما بودی ، نبودی     مشکل گشای دل ما بودی ، نبودی

چه گویمت ، که تو چشم منی ، تو گل چمنی

( مویت بنازم ) 2 که کمند عاشقان است

 

با ما سر لطف و صفا داری ، نداری     با بیدلان مهر و وفا داری ، نداری

بالا بلندی ، که تو در ، نظری ، نبود خبری ، ما را ز ... ، عزیز من

مویت بنازم که کمند عاشقان است

 

 

(۷)

 

تصنیف دختر کردی ( در مایه دشتی ) : دانلود کنید

راه فیض آباد تنگ و تاریکه ، یک یاری دارم کمر باریکه

ای خدا مرا کشته ناز او ، تا کی من برقصم به ساز او

 

بیش از این ساقی می مده مستم ، مست چشمان مست او هستم

دل به موی آن نازنین بستم ، جام می همی افتد از دستم

 

شب رسیده و جاده باریکه ، خانه دوره و کوچه تاریکه

وای از دوری جانگداز او ، تا کی من برقصم به ساز او

 

چشم سرمستش خون کند به دل ، من بیاد وی او زمن غافل

من به او عاشق دل به او مایل ، دیوانه منم دلبرم عاقل

 

دختر کردی ، شد بلای جان ، زد به جانم خوش آتش سوزان

ای خدا مرا کشته ناز او ، تا کی من برقصم به ساز او

 

(۸)

 

 

 تصنیف شکر خند  ( در دستگاه همایون ) : دانلود کنید

 

صد بوسه از آن لعل شکر خند گرفتم     گاهی به تَشَر گاه به سوگند گرفتم

 

 

 

آنقدر ز لبش بوسه شیرین گرفتم     تا آنکه از آن لب مرض قند گرفتم

 

 

 

 

(۹)

تصنیف ای گل ( در دستگاه شورـ گوشه سلمک ) : دانلود کنید

(الف)

.

.

(ب)

گفتم که با مستان مرو ( رفتی ) ، چون گل به هر بستان مرو ( رفتی ) ، گفتم دلم بستان مرو ( رفتی )

رفتی جفا بر من روا ( دیدی ) ، نو بهار من دیدی چه ها ( دیدی ) ، گلزار من رنج و بلا ( دیدی )

از کنار من رفتی خطا ( دیدی ) ، تازه یار من جور و جفا ( دیدی )

(ج)

ای خدا بالای سری ( ای گل ) ، خِر زیر پات کن وای گلم ( ای گل ) ، مرد خوب و زن بدو ( ای گل )

از هم جدا کن وای گلم ( ای گل ) ، گل گلی گلی وای گلم ( ای گل ) ،................ بلبلی ( ای گل )

گل گلی گلی وای گلم ( ای گل ) ،..... دو زلفت سنبلی ( ای گل )

 

 

(۱۰)

تصنیف سخنی با دل ( در دستگاه همایون ) : دانلود کنید

چو نسیم صبا ، زچه باشی ای دل ، همه جا سرگردان

دل من مرو این ، ره نا پیدا را ، که ندارد پایان

مرو ای دیوانه مرو ، ز پی افسانه مرو

به خیالی خنده کنان ، به هوایی نعره زنان ، مشو ای دیوانه

 

همه شب ، زغمی ، به فغانی چون نی ، دل محزون تا کی

چه کنم ، دل من ، همه عمرم آخر ، به جفایت شد طی

تا کی ... از دستم تا کی ، سازی ز هوس پا مستم تا کی

سوزم ننشانی ، در خون بکشانی ، از تو بود ای دل من سوز پنهانی

 

 

تویی آن شبنم که به گل پا نگذاری     که تو تاب خنده هر غنچه نداری

تو همان داغی به دل لاله خونین     تو دلی در سینه هر عاشق زاری

که به غمها یاری

 

منبع:این متن توسط موسسه های زبان و ترجمه برگردان شده.

  nazarat()
dead forum|Anjoman-e morde‌hā  
Dustān-e man Qalam bān | Their pens safheye | mesr Rangbāreh | Colours About Antiquities | žarfsām A voice | Xod sedā Literature, poetry | Še’rābeh Xod-sahne bādān |director-1 Siaās Xān | Policys Afsāne‌ye do mard | g××× k safahaat | Oburche numberone1| sedāsouye sarnevešt Dān nāme | Traditional knowledge Kojāy Kohanā |whither Navāzin | Music Besyār andi‌šān | philosophy