انجمن مرده ها | dead forum ()
اصل و نسب اعراب/تایپ شده از کتاب//////////////////////////////////////////////// nevisande: - ۱۳۸۸/۱٢/٦

مسلمن در طول مدتی که این مطلب در این صفحه گذارده شده طبق معمول، دروغ ها و سرهم بندی های فراوانی را پشت سر این صفحه به راه انداخته است و لابد بهانه ای دست خیلی ها داده برای خالی کردن عقده ها و کینه ها و نفرت های تباری و غیره که این در جامعه ی جهان سوم طبیعی ست و این مطلب هم چیزی آشکار است و سالها در همه ی متون و منابع آمده.

------------------

منبع مطلب:تایپ شده از کتاب تاریخ ده هزار ساله ی ایران-صفحه ی 183-جلد دوم-تالیف دکتر عبدالکریم رضایی/

بخش :اصل و نسب اعراب

 بنا به گفته ی همه ی مورخان،اقوام گوناگون عرب نسب به سام پسر نوح پیغمبر می رسانند.نوح از جمله پیامبران سه گانه ای است که نام آنها در قرآن مجید ذکر شده است.بنا بر روایات تاریخ نگاران،پدر وی کمل بن منو شلخ بن ادریس و مادرش بقینوس نام داشتند.نوح یکصدو بیست و شش سال پس از درگذشت حضرت آدم پای به عرصه ی وجود گذاشت.نوح به اختلاف روایات،در هنگام بعثت به پیغمبری پنجاه سال،صدوپنجاه،دویست و پنجاه،سیصدو پنجاه سال سن داشته است.قرآن مجید درون دعوت وی را نهصدو پنجاه سال ذکر کرده است.سام پسر نوح نیای بزرگ اقوام و طوایف مختلف عرب،یکی از چهار فرزند پدر،و مادرش عموریه دختر برافیل بن ادریس پیامبر بود.

سام هفت پسر داشت،ارفخشد،ارم،ابفر،الاسور،عالم،--- و نورد؛و قبایل و طوایف گوناگون عرب از بازماندگان فرزندان آنان بودند.ارفخشد پسری به نام صالح داشت که از او سه فرزند بنام هود،قحطان و الام به وجود آمدند.از هور پسری پدید شد که فالغ نام داشت و نیای ابراهیم خلیل الله بود.قوم نزار و مضر و اجداد حضرت محمد از بازماندگان فالغ و ملوک حمیر و تبعان یمن از اعقاب قحطان بن صالح بودند-وجه تسمیه ی قحطان پسر دوم صالح آنست که در زمان وی قحط و غلای شدیدی پدیدار گردید-قحطان همسری از قوم عاد برگزید.این زن از او فرزندان بسیار آورد که از آن جمله یعرب –جرهم و حمیر بودند.یعرب فرزندی بنام یشخب داشت که سبا از وی به وجود آمد.ملوک و حمیر و تبعان از فرزندان سبا بودند.قحطان نخستین کسی است که به زبان عربی فصیح سخن گفت.قحطان و فرزندانش در یمن سکونت گزیدند،و به همین جهت مردم یمن از بازماندگان ایشان شناخته شده اند و آنان را قحطانی می گویند.

ارم پسر دوم سام هفت فرزند داشت:عاد،ثمود،صحار،حاسم،وبار،طسم و جدیس.در تاریخ عرب بازماندگان ارم به عرب العاربه معروف شده اندو روز به روز بر شماره ی آنان افزوده گشته است.آنان مردمی بلند بالا و قوی هیکل بوده اند.

پیش ازآنکه قحطانیان به یمن عزیمت کنند،قوم عاد بدانجا رفته بودند.هنگامی که آل قحطال بر یمن تسلط یافت،طایفه ی عاد را از آنجا بیرون راند.پس از مهاجرت عاد و فرزندان وی به یمن،ثمود پسر ارم با کسان خویش از بابل به حجر واقع در میان شام و حجاز رفت،صحار در تهامه سکونت گزید،حاسم باتفاق فرزندان خود راه حجاز را در گرفت،طسم به حدود عمان و بحرین روی آورد و جدیدس در یمامه-در نزدیکی عمان-استقرار یافت.نظر به اینکه قوم طسم و جدیس به یک زبان سخن می گفتند،آنها را عرب العربا نام نهادند.

وبار کوچکترین فرزند ارم،در محلی سرسبز و خرم در نزدیکی صنعا مئوا گزید که به مناسبت نام وی،وبار نامیده شد.بازماندگان قوم وبار به نسناس شهرت یافته اند.می گویند این قوم فقط دارای نیمی از تنه بودند،با سرعت هر چه تمام تر می دویدند،زبان عربی را با روانی و بلاغت تکلم می کردند،ولی از عقل و خرد بهره ای نداشتند.پسر سوم سام ((البقر))نام داشت.او دارالی دو فرزند به نامهای شام و روم بود و نقاطی که آن دو بدانجا عزیمت کردند به اعتبار نام آنها به  شام و روم معروف شد.از عاد پسر ارم دو پسر به وجود آمدند:--- و هیطل.نخستین پسرنام خود را بر ((---))نهاد و هیاطله که در ززمان ساسانیان به ایران هجوم آوردند،از فزندان هیطل بودند.

یکی دیگر از پسران سام،اسور نامیده می شد.(کلمه ای که در اینجا به معنی دیگری ست و مطمئنن ایجاد تبلیغ شایعه و خرافه ی ذهنی میکند.-خط تیره-توضیح آن در بند و فصل های بعدی این قسمت ) اهواز  پسر اسور بود.او نام خود را به محل اقامت خویش داد.سرزمینی که ما امروز آن را خوزستان می خوانیم،به مناسبت نام دومین فرزند اسور،اهواز خوانده شد.

نورد پسر سام دو پسر به نام آذربان و ارمیان داشت و مردم آذربایگان(آذربایجان)-در اینجا البته سخنی از این قوم مفت خور با آن لهجه مسخره شان نیست-و --- از بازماندگان آنها هستند.آخرین فرزند سام،--- خوانده می شد و سرزمین --- به نام وی شهرت یافت.عدنانی های عرب از اولاد عمروبنعدی از پسران و نواده های سام هستند.

  nazarat()
dead forum|Anjoman-e morde‌hā  
Dustān-e man Qalam bān | Their pens safheye | mesr Rangbāreh | Colours About Antiquities | žarfsām A voice | Xod sedā Literature, poetry | Še’rābeh Xod-sahne bādān |director-1 Siaās Xān | Policys Afsāne‌ye do mard | g××× k safahaat | Oburche numberone1| sedāsouye sarnevešt Dān nāme | Traditional knowledge Kojāy Kohanā |whither Navāzin | Music Besyār andi‌šān | philosophy