انجمن مرده ها | dead forum ()
اصل و نسب دنبلی ؟ nevisande: - ۱۳٩٠/٩/٢۳

 

معنی کلمه ی دنبل؟

 

صاحب قاموس دنبل بر وزن قنفذ نام قبیله ای از اکراد است که در اطراف موصل سکونت دارند احمد بن نصیرفقیه مشهور شافعی و علی بن ابی بکر بن سلیمان محدث از این خاندان می باشد.

 

دنبلی به چه معناست؟

 

دنبلی ترکیب کلمه دنبل+یای نسبت میباشد و دنبل نام کوهی در منطقه دیاربکر که امروزه جزو خاک کشور ترکیه محسوب میگردد. ملک ناصر در کتاب تاریخ آداب ملوک در این مورد می نویسد:«دنبل از محال خوی است و کوه آن در کوهستانات دیاربکر است.(خوی و اغلب شهرهای اطراف آن که بارها در پی جنگ ها و سرکشی های مختلف این و آن به وسیله ی خاندان دنبلی دوباره ساخته میشوند)  گویا یک پارچه سنگ بی راه است و پیوستگی به کوه دیگر ندارد. اطرافش جنگلهای دشتی، از پس جنگلها کوههای بلند است و شطی از اطراف آن میگذرد. کوه سنجران و قلعه آن در اطراف شط واقع، هیچ سلطانی به آن کوه و طایفه دنبلی دست نیافته»

 

 نیاکان فتحعلی خان صبا(منظور از فتحعلی خان ملک الشعرا صبا است) از خاندان کردنژاد «دنبلی» آذربایجان بودند که هنوز هم در تبریز و خوی و پیرامون‌های آن سکنی دارند و از دوران صفویه به بعد اغلب فرمانروایان آذربایجان از این خاندان برگزیده می‌شدند و مردان دلیر و میهن دوست و دانشمند از میان آنان فراوان برخاسته است.

 

 نیای فتحعلی‌خان، امیر غیاث بیک که از سپهسالاران بنام عهد صفوی بود در جنگی که اتفاق افتاد، به علت اشتباهی که در فرماندهی لشکر مرتکب گردید، باعث کشته شدن گروهی از جوانان زبده خاندان دنبلی شد و از بیم پرخاش برادرش امیر مرتضی‌قلی خان دنبلی و شرمساری از روی پسر کشتگان، دیگر به آذربایجان برنگشته در کاشان منزوی گردید و به سال ۱۱۴۶ هجری قمری چشم از جهان فرو بست.

 

 فرزند امیر غیاث بیک، آقا محمد ضرابی، معاصر نادرشاه و کریمخان زند، پس از مرگ پدر در کاشان ماندگار شده ضرابخانه آن شهر را در عهده گرفت و بدین مناسبت به «ضرابی» مشهور گردید.

 

 شاخه‌ای از خاندان دنبلی در زمان شاه عباس دوم در نتیجهٔ اختلافات داخلی این خاندان به کاشان مهاجرت می‌کنند. جدِّ خاندان دنبلی در کاشان خواجه غیاث الدین بیگ دنبلی بوده و چون شاه عباس دوم ضرابخانه کاشان را تیول او و فرزندانش قرار داد، این شاخه به نام «ضرّابی» معروف شدند. منصب ملک الشعرائی از زمان فتحعلی‌خان صبای کاشانی در عهد فتحعلی‌شاه در خاندان «ضرابی» دور می‌زده.

 

مولف تاریخ بخش فارسی سلسله نسب این طایفه را به طریق ذیل بیان می کند.

 

ابا مظفر جعفر شمس الملک بن امیر عیسی ملقب به سلطان صلاح الدین بن یحیی کرد بن امیر یحیی بن امیر جعفر ثانی بن امیر سلیمان بن امیر شیخ احمد بیک بن امیر  موسی ملقب به ملک طاهر بن امیر عیسی ملقب به ملک طاهر بن امیر موسی بن امیر یحیی وزیر هارون الرشید بن قباد بن برمک بن اردوان بن برمک بن انوشیروان

 

دنبلی ها به چندین شعبه مختلف منشعب شده اند که عبارتنداز قبیله یحیی دنبلی منسوب به امیر یحیی، شمسگی منسوب به شمس الملک دنبلی ، عیسی بگلو از اولاد امیر عیسی ، بگزادگان از نسل امیر فریدون و ایوبخانی منسوب به ایوب خان که به امر مامون عباسی و امیر تیمور و سلطان سلیم به اطراف کاشان ،خراسان ، خبوشان ، شیروان ، گنجه و قره داغ متفرق شدند .

 

 علاوه برکتاب قاموس وانساب الاکراد، ظفرنامه تیموری، تاریخ شرفنامه نوشته امیرشرف الدین خان بدلیسی، فتوحات مکی نوشته محی الدین اعرابی، ظفرنامه تیموری،،تذکره هفت اقلیم نوشته امین احمد رازی،تاریخ اخشیدی، تاریخ کاشان، مفاتیح نوشته ملاحسن میبدی، تاریخ اخشیدی، آثارالشیعةالامامیه نوشتهعبدالعزیزحواهرکلام(جزءچهارم)،ریاض الجنه نوشته عبدالرزاق بیگ متخلص به مفتون، ریاض الجنه نوشته محمد حسن ریاضی زنوزی متخلص به فانی،تذکره الدنابله که اصل نوشته متعلق به محمودخان خاور بوده و توسط اشتهاردی تنظیم و منشر گردیده، تاریخ دنابله نوشته حاجی محمدآقا پسرعبدالرزاق بیگ، تاریخ کشاف، تاریخ دنابله نوشته حسین خان پسر محمدصادق خان، رساله موتمن نوشته میرزا زین العابدین خان موتمن الاطبا پزشک مخصوص ناصرالدین شاه، تجربه الحرار وتسلیه الابرارنوشته عبدالرزاق بیگ و چندین کتاب دیگر که جملگی از کتابهای معتبر و مرجع میباشند، در خصوص اصل و نسب طایفه دنبلی اتفاق نظر دارند .

 

ایستاده از راست : عباسعلی خان میرپنج - عسگرخان بیگلربیگی - کلبعلی خان نشسته از راست : میرزا علی قلی خان افتخار الملک - حاج غلامعلی خان - محمداسماعیل خان معروف به قلعه بیگ خان- محمدزمان خان . خردسالان نشسته از راست : دکتر علی نقی افتخار - امان اله خان معروف به ناظرالایاله

 

 ارگ حکومتی خاندان دنبلی در شهر شکی

سایر آثار ایجاد شده از آن خاندان:

منبع:معرفی خاندان

  nazarat()
عناوین تعدادی:قصه/رمان nevisande: - ۱۳٩٠/٩/٢۱

بخش اول ((قصه‌))

کتب قصه ی مطرح

این آثار شامل عناوینی کمتر خانده شده اند.

بخش دوم((رمان و داستان))‌

کتب رمان  و داستان های مطرح 

این آثار شامل عناوینی کمتر خانده شده اند.

منابع

  • بخش قصه‌ها: صفی‌زاده بورکه‌یی، صدیق، ۱۳۷۸.
  • بخش فهرست رمان‌ها: احمدزاده، هاشم، Nation and novel, a study of Persian and Kurdish narrative discourse، اوپسالا ۲۰۰۳، صص۲۴۶-۲۴۷.

  nazarat()
ابو اسمعیل بن قاسم(14) nevisande: - ۱۳٩٠/٩/۱٩

 نکته:در اینجا بایستی اشاره کنم که اگر چه به عنوان منبع از متن این کتاب استفاده کرده ام اما خود من با نویسنده ی این اثر هیچگونه موافقتی ندارم و از افکار او بدور هستم و خاهم بود.چراکه متئسفانه برای معرفی شخصیتهای علمی غرب کشور منبعی مثل تاریخ مشاهیر از بابا مردوخ یا منبعی مناسب تر را نیافته ام و یا گویا انتشارات ها حق چاپ آن ها را ندارند.همچنین من به دلیل قدیمی بودن متن ناچار خلاصه گویی کرده ام و البته از واژه هایی همچون ملا و شیخ و و...هم پرهیز کرده ام و تنها اکتفا به خود نام شخص.و در ضمن تفکر مردمی هم در مورد واژه ی دانشمند ناگفته نماند که چندان جا افتاده نیست.تحصیل و آم.ختن در زمان قدیم به گونه ای دیگز بود و هنوز حتا مکتب نبود و به دلایل تاریخی مردم اغلب چیزهای مذهبی می آموختند و یا در مراکزی چنان تحصیل میکردند.چنین افرادی معمولن دارای آثار شعری و ادبیاتی هم بودند.ناگفته نماند که در همه ی نقاط  و اقوام ایران مشاهیر  و شخصیت های علمی وجود دارد.ناگفته نماند که برای مثال حتا مطرح ترین شعرای ایرانی فقیه و شیخ و ملا و...بودند.

معرفی:

اسمعیل بن قاسم بن عیذون بن هارون بن عیسا بن محمد بن سلمان مشهور به ابو علی القالی ،قوی حافظه ای اهل زمان برای لغت و ادب بوده.در ملاذکورد بر فرات شرقی نزدیک دریاچه ی وان -ترکیه تولد یافت و رشد کرد و داخل عراق شد.بعد ها در بغداد شروع به تحصیل نمود و بیست و پنج سال آنجا اقامت نمود.پس از آن در سال 328 به مغرب رفت و در دوره ی عبدالرحمن ناصر به قرطبه امد و در آنجا مقیم شد.و حکم منتصر بن ناصر(والی قرطبه)او را دوست داشت و برآمدن به حضور خود تشویق نمود و حکم قبل از زمامداری اش و نیز بعد آن(در حال زمامداری)او را با جوائز و انعام فراوان بر تئلیفات تشویق می نمود.و از فراوانی بخششها سینه و قلب و مغز او را باز و فکر او را برای نوشتن مطالب و مسائل مختلف آماده می نمود.در زمان او به سال 356 ابو علی در قسطنطنیه فوت کرد.مطابق سال 967 میلادی و ولادت او در 288 برابر با 906 میلادی بوده است.

تئلیفاتی دارد که:

 مشهور ترین آنها کتابی در نوادر خطی است که آن را امالی القالی گویند و در اخبار و دیگر البارع است از وسیعترین کتابهای لغت.

دیگر :

المقصور و المهموز   که گفته اند در این موضوع نظیر این کتاب تئلیف نشده است.

و الا مثال خطی که به ترتیب حروف نقطه دار مرتب شده است.

 

اما نسبت القالی به (قالی قه لا) بین طرابوزان و ملاذکورد است که او در آ،جا نبوده است.فقط بعضی از اهالی آنجا با او در بغداد مصاحبت داشته اند،لذا به آن منسوب شده است و او اهل مغرب بود که در مغرب او را بغدادی لغب داده اند،به واسطه ی آمدنش به بغداد.

منبع:دانشمندان کوردی تبار-تئلیف عبدلکریم مدرس

  تایپ و اسکن جلد کتاب:کامیل

  nazarat()
ابوحنیفه دینوری:دانشمند nevisande: - ۱۳٩٠/٩/۱۱

منبع مطلب از ویکی پدیا است.در اینجا عکس کتاب دانشمندان کوردیش را میگذارم.زیرا که اگر در این کتاب که هنوز نام دینوری را در آن بررسی نکرده ام نباشد مسلمن در کتاب تاریخ مشاهیر اثر بابا مردوخ  که به علما در هر کجای نژاد کوردیش پرداخته،موجود هست و یا در کتب دیگر نیز.اما بیوگرافی خود مشخص و مفید است.در هر حال دینوری کتابی با عنوان(( الاکراد))نیز دارد که از چاپ آن مطلع نیستم.

احمدبن داودبن ونند معروف به‌ابوحنیفه دینوری، زادگاه وی دینور در کرمانشاه و به‌تاریخ تقریبی (۸۲۸ - ۸۸۹ میلادی) برابر با (۲۲۲ - ۲۸۲ هجری قمری) در دوران سامانیان است. تحصیلات خود را در اصفهان، کوفه و بصره به‌پایان رساند و از محضر اسحاق سکیت و پسرش یعقوب سکیت بهره‌ها گرفت. دینوری، گیاه‌شناس، مورخ، جغرافیادان، ستاره‌شناس و ریاضی‌دان، نحوی و لغت‌شناس بوده و به‌علوم  آشنائی داشته است. یکی از آثار معروف او «کتاب‌النبات» است که به‌شناخت گیاهان اختصاص داشته و به‌تأیید کارشناسان این رشته، دینوری اطلاعات مندرج در این کتاب را براساس تحقیق و تتبع خود استخراج نموده است و دیگران از او نقل قول کرده‌اند. لکلرک درباره او گفته است:

(امیدوارم که تصویر از اینترنت اشتباه نباشد)

ابوحنیفه بزرگ‌ترین گیاه‌شناس ِ مشرق‌زمین است و از اینکه ابن ابی اصیبعه از ترجمه حال او غفلت کرده تعجب می‌کند و می‌گوید ابن بیطار نام پنجاه گیاه را که گذشتگان از آن شناختی نداشتند از ابوحنیفه نقل می‌کند و در همه‌جا مشهود و هویداست که دینوری به‌نقل اکتفا نکرده و خود به‌نفسه، انواع گیاهان ِ نام‌برده در کتاب ِ خود را دیده و به‌تشریح آن‌ها پرداخته است. از کتاب‌های دیگر او کتاب‌الاکراد است که پیرامون اصل و نسب کردها نوشته است. کتاب‌های تاریخ او بین سال‌های (۱۸۸۸ - ۱۹۱۲ میلادی) به‌وسیله «ولادیمیر گیرگاس» و «کراخکوفسکی» در شهر لیدن ِهلند به‌زبان فرانسه ترجمه و انتشار یافته‌است. تاریخ مرگ وی را در آخرین هفته مارس 895 میلادی ذکر کرده اند.

آثار دینوری ]

  • کتاب تفسیرالقران
  • کتاب‌الانواء (انواء = جمع نوء و به‌معنی سقوط ستاره در مغرب است)
  • کتاب اصلاح‌المنطق
  • کتاب لحن‌العامه
  • کتاب‌الفصحا
  • کتاب حساب‌الدور والوصایا
  • کتاب‌الزیج
  • کتاب‌النبات (در دو جلد)
  • کتاب‌الجبر والمقابله
  • کتاب جواهرالعلم
  • کتاب‌الرد علی رصدالاصبهانی
  • کتاب‌الشعر و الشعراء
  • کتاب‌التاریخ
  • کتاب اخبارالطوال (شاید همان کتاب‌التاریخ باشد)
  • کتاب فی‌حساب‌الخطائین
  • کتاب‌البلدان
  • کتاب‌القبلة والزوال
  • کتاب‌البحث فی‌حساب‌الهند
  • کتاب‌الجمع والتفریق
  • کتاب نوادرالجبر
  • کتاب‌الاکراد

منبع:ویکی پدیا

  nazarat()
dead forum|Anjoman-e morde‌hā  
Dustān-e man Qalam bān | Their pens safheye | mesr Rangbāreh | Colours About Antiquities | žarfsām A voice | Xod sedā Literature, poetry | Še’rābeh Xod-sahne bādān |director-1 Siaās Xān | Policys Afsāne‌ye do mard | g××× k safahaat | Oburche numberone1| sedāsouye sarnevešt Dān nāme | Traditional knowledge Kojāy Kohanā |whither Navāzin | Music Besyār andi‌šān | philosophy