رشید یاسمی، فرزند محمد ولیخان گورانی ، مشهور به رشید یاسمی کرمانشاهی ، نویسنده، مترجم معاصر که طبع شعر نیز داشته است، در تاریخ ۱۲۷۵ خورشیدی برابر با ۱۸۹۶ میلادی در کرمانشاه زاده شد. وی تحصیلات خود را در کرمانشاه و تهران گذراند و از جوانی علاوه بر تحصیل زبان و ادبیات فارسی، به زبان و ادب فرانسوی آشنایی یافت . سپس به آموختن زبان و ادبیات انگلیسی و پهلوی پرداخت و مطالعات خود را تا پایان عمر ادامه داد.
از جمله مهمترین نوشته های یاسمی: تاریخ مختصر ایران
فعالیتهای فرهنگی و ادبی: رشید یاسمی از سال ۱۳۱۲ خورشیدی برابر با ۱۹۳۳ میلادی سمت استادی کرسی تاریخ را در دانشگاه تهران به عهده داشت. وی علاوه بر شاعری ، یکی از مشهورترین مترجمان و نویسندگان دوران خود بود. رشید یاسمی تحولات اجتماعی، فکری و فرهنگی قرن اخیر را در شعرهای خود منعکس کرده است. سخن وی نغز ودلنشین همراه با افکار و موضوعات تازه است که شاعر با تعمق و پختگی خاص بیان کرده است. رشید یاسمی در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۰ برابر با ۱۹۵۱ میلادی درگذشت.
تألیفات در ادبیات معاصر :
ترجمهها:
برخی کتب:
آرامگاه او: منبع:اینترنت
ارد بزرگ اندیشمند [۱] ، متفکر[۲] ، نظریه پرداز و نقاش [۳] ایرانی است.
ارد بزرگ در شهر خراسان به دنیا آمده است[۴]. اصلیتش از شهرستان شیروان در شمال خراسان است [۵]و مادر ارد بزرگ از نژاد و نسب کوردی است.[۶] دارای هواخواهان بسیاری در سطوح مختلف کشورهای آسیا.در تاجیکستان نیز اهل ادب و خرد ، ارد بزرگ را همانند سراینده ملی خویش بانو گلرخسار صفیاوا دوست دارند. [۱۰]
آثار: |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| « | آن که زیبایی خرد را ندید، گرفتار زیبایی آدمیان شد، و بدین گونه از هر چه داشت، تهی گشت. | » |
| « | اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمدهای او را خوار مساز، بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی. | » |
| « | تاریخ هیچگاه تکرار نشده و نخواهد شد آنچه روی داده و در حال رخ نمودن است پیراسته شدن ایدههای بشری از ناراستی هاست. | » |
| « | آنهایی که آمادگی برای پاسخگویی به تجاوز دشمن را با گفتن این سخن که : " جنگ بد است و باید مهربان بود ، درگیری کار بدیست" را رد می کنند ، ساده لوحانی هستند که خیلی زود در تنور دشمن خواهند سوخت. | » |

انعکاس پندها و اندرزهای ارد بزرگ را می توان در نوشته های نویسندگانی همانند یاسمین آتشی دید یاسمین آتشی می گوید : اگر خوب دقت کنید یکی از وجوه تمایز ادبیات ما با ادبیات غرب در همین است ما همواره در کتابهای گذشتگان خود نقل قول ها ، متل ها و حکایات جانبی را می بینیم من هم سعی کردم این مسیر را همانند یک امضاء بر روی آثارم داشته باشم من در مورد اندیشه ها و افکار ارد بزرگ مطالعات فراوانی داشته ام و به شخصه فکر می کنم ایشان بزرگترین متفکر حال حاضر ایران هستند . صدها جمله از ایشان را در حافظه دارم و سعی می کنم با جملات حکیمانه اشان وجه معنایی داستانهایم را بالا ببرم .[۲۳]
منبع:اینترنت
زندگى دکتر عبدالحمید زنگنه:

سمت ها:(زمان پیش از انقلاب)رییس دانشکده حقوق / وزیر فرهنگ/ دبیرکل پیشین حزب پان ایرانیزم

عبدالحمید زنگنه فرزند حسین از افراد خانواده معتبر کرمانشاه بود که در سال ۱۲۸۳ شمسى در تهران متولد شد. پس از پایان تحصیلات در دارالفنون در سال ۱۳۰۷ همراه ۱۲۰ تن از محصلین اعزامى به اروپا رفت و در پاریس در رشته حقوق درجه دکترا گرفت و به ایران بازگشت. همچنین تحصیلات او در رشته علوم اقتصادى و مالى هم بود.
دکتر زنگنه در دوره چهاردهم از کرمانشاه به نمایندگى مجلس انتخاب گردید. در سومین کابینه حکیمى به معاونت نخست وزیر در امور پارلمانى انتخاب گردید. در کابینه ساعد وزیر فرهنگ شد. در کابینه رزم آراء نیز بار دیگر وزیر فرهنگ شد.
زنگنه پس از مراجعت به ایران در دانشکده حقوق به تدریس پرداخت و مدتى هم ریاست دانشکده حقوق را برعهده داشت. در دوره چهاردهم هم از کرمانشاه به نمایندگى مجلس انتخاب شد و به تدریس هم ادامه مى داد.
زنگنه در کابینه حکیمى معاون نخست و در دولت هاى ساعد و رزم آراء وزیر فرهنگ شد.
زنگنه روز ۲۸ اسفند ۱۳۲۹ چند روز بعد از ترور سپهبد رزم آراء در محیط دانشگاه تهران توسط نصرت الله قمى در ۴۶ سالگى به قتل رسید.
ترور زنگنه به هیچوجه جنبه سیاسى نداشت. فدائیان اسلام آن را مى خواستند به خود نسبت بدهند و حتى خلیل طهماسبى مى خواست قاتل او را نجات دهد که توفیقى نیافت و قمى به دار آویخته شد. گفته شد که قاتل، دانشجوئى بود که مى خواست از استادش با زور نمره بگیرد.
دکتر زنگنه از انسان هاى شریف و از استادان شایسته دانشگاه تهران بود که در فعالیت هاى سیاسى نیز مرد آرامى به شمار مى رفت و ترور او تولید تأسف فراوان شد.
ترور دکتر زنگنه:
دکتر زنگنه که سالها استادى و ریاست دانشکده حقوق را برعهده داشت به دست نصرت الله قمى در ۴۶سالگى ترور شد.
ترور دکتر زنگنه در دانشگاه بود.
به دنبال ترور رزم آراء در روز ۶ اسفند ۱۳۲۹ و تشکیل کابینه جدید به ریاست حسین علاء وضع کشور خیلى متشنج گردید. دکتر عبدالحمید زنگنه وزیر فرهنگ کابینه رزم آراء که از کار کنار رفته بود روز ۲۸ اسفند ۱۳۲۹ در محیط دانشگاه توسط نصرت الله قمى ترور شد که در محافل سیاسى این ترور به فدائیان اسلام نسبت داده مى شد در حالى که به هیچوجه ترور سیاسى نبود.
نگارنده در دانشکده حقوق شاگرد دکتر زنگنه بودم. استادى دانشمند و مطلع و بى تظاهر بود. در کار استادى نهایت دقت و مراقبت را داشت و شاگردان او همواره از دکتر زنگنه به نیکى یاد مى کنند.
نصرت الله قمى را نیز که ساکن امیریه بود خوب مى شناختم او فرزند یک معمار بود که به دانشکده حقوق راه یافته و مى خواست با گردن کلفتى و تهدید از دکتر زنگنه نمره بگیرد. او هم که اهل این کارها نبود. یک روز موقعى که دکتر زنگنه براى تدریس وارد محوطه دانشکده حقوق مى شود او جلوى استاد خود را گرفته و مطالبه نمره قبولى مى کند ولى دکتر زنگنه مطابق روش خود زیر بار نمى رود که ناگهان قمى اسلحه اى از جیب درآورده به سوى زنگنه شلیک مى کند. او در محوطه دانشکده براى این که خود را از ترور نجات دهد مى دود ولى قمى که جوانى بلند قامت و رشید بود دکتر زنگنه کوتاه قد را دنبال مى کند و کار او را مى سازد.
این امر در میان فرهنگیان و طبقات مختلف مردم تولید تأسف زیادى کرد زیرا دکتر زنگنه را یک مرد دانشگاهى مى شناختند نه یک مرد سیاسى، ولى در جو سیاسى آن روز مخالفین به بهره بردارى از این قتل پرداختند و گفتند چون دکتر زنگنه وزیر فرهنگ کابینه رزم آراء بود و مى خواست قانون تازه اى براى مطبوعات به تصویب برساند که مطبوعات را زیر فشار قرار بدهد تصمیم به قتل او گرفته شد در حالى که نه نصرت الله قمى عضو فدائیان اسلام بود و نه فدائیان اسلام هیچگاه ادعا کرده اند که او را ترور کرده اند.
بعدها وقتى خلیل طهماسبى به زندان افتاد با نصرت الله قمى در زندان آشنا شد و هم قسم شده بودند که هر کدام زودتر از زندان آزاد شدند براى آزادى دیگرى اقدام کنند. اتفاقاً خلیل طهماسبى با قانون عفو خود که از تصویب مجلس گذشت آزاد گردید و براى آزادى قمى فعالیت مى کرد. این کار امکان پذیر نبود و دادگاه سرانجام قمى را به اعدام محکوم کرد و حکم صادره درباره او اجرا شد. بعداً هم خلیل طهماسبى دوباره زندانى و این بار اعدام شد.
دکتر سنجابى در خاطرات خود یادآور مى شود:
دکتر زنگنه بى جهت و بدون دلیل کشته شد. قاتل او رابطه اى با فدائیان اسلام نداشت ولى بعداً به آنها مربوط شد. قاتل از دکتر زنگنه نمره قبولى مى خواست ولى وقتى او را کشت فدائیان اسلام اقدام کردند و خیلى هم اصرار داشتند که دکتر مصدق از اجراى حکم اعدام او که از دادگاه صادر شده بود خوددارى کند و قنات آبادى هم به علت پولى که از قاتل گرفته بود خیلى اقدام کرد ولى مصدق زیر بار نرفت و حکم اعدام درباره قاتل به اجرا گذاشته شد.
حاج مهدى عراقى نیز گفته است:
نصرت الله قمى با ۱۲دانشجو هم قسم شده بودند که دکتر زنگنه استاد دانشگاه را بکشند. وقتى نصرت الله قبول مى کند که ترور را انجام مى دهد اینطور صحبت مى شود که او بلافاصله اسلحه را به زمین بیاندازد که معلوم نشود قاتل کیست؟ وقتى نصرت الله قمى تیراندازى مى کند آن ۱۲ نفر رفیقش فرار مى کنند و میثاق را بهم مى زنند.
خانواده زنگنه در کتابی مربوط به کرمانشاه چنین نوشته شده است:
زنگنه ایها نیز از کهن سال ترین مردم ایران هستند که ریشه در حماسه و تاریخ فرهنگ ایران مرز و بوم دوانیده و در تمام دوران تاریخ از سرزمین ایران دفاع کرده اند. بعد از ظهور شاه اسماعیل صفوى زنگنه ایها از عراق به کرمانشاه و در اطراف این منطقه مستقر گردید. وجه تسمیه (زنگنه یا زنگه) از آنجا پیدا شد که این دلاور کرد ایرانى در نبرد کاوس و رستم در مازندران قدرت نمائى کرده و بر پهلوانان آن منطقه پیروز شد و بلند آوازه شد از این جهت بستگان او نام (زنگنه) را برگزیدند.
در دوران صفویه زنگنه در کنار شاه اسماعیل صفوى صاحب عنوانى گردیده و از مالیات معاف شدند و منطقه کرمانشاهان موطن اصلى آنها است. در عراق هم خانواده هائى بنام زنگنه ساکن هستند.
در اواخر حکومت زندیه الله قلى خان زنگنه در فکر رسیدن به حکومت مرکزى افتاد ولى شکست خورد. شیخ على خان زنگنه را در تاریخ ایران امیرکبیر اول نامیده اند و مدت ها افرادى از خاندان زنگنه بر کرمانشاه حاکمیت داشته اند که از مهمترین آنها علیخان امیرکل زنگنه اعظم است. از جمله شخصیت هاى این ایل خاندان زنگنه (خانباباخان بهادر لشگر) پدر مهندس خان احمد زنگنه وزیر سابق پست و تلگراف و مدیر عامل سازمان برنامه بود. (مهندس احمد زنگنه از رجال خوشنام ایران در بخش هاى دولتى و خصوصى بود) .
از خانواده زنگنه میرزا یحیى خان (سالار اشرف) در دوره هاى پنج و ششم از کرمانشاه و دکتر عبدالحمید زنگنه در دوره چهاردهم به نمایندگى مجلس انتخاب گردیدند.
على خان اعظم زنگنه (امیرکل) و عزیز اعظم زنگنه نیز چند دوره نماینده مجلس از کرمانشاه شدند. سرلشگر احمد زنگنه فرمانده تیپ رضائیه و تبریز گردید. علاءالدین زنگنه سالیان دراز معاون وزارت کشور بود. حسین زنگنه با ارتشبد خاتم در کار هواپیمائى شرکت داشت و ثروتمند گردید و دخترش (شاه پرى زنگنه) با عدنان خاشوقى عرب معروف ازدواج کرد.
اکثر افراد این خانواده خوشنام بودند. در کارهاى دولتى و حقوقى نیز خدماتى انجام داده اند.
اسامى حکمرانان زنگنه در کرمانشاه:
شاهرخ بیک زنگنه، شیخ على بیک زنگنه، عبدالباقى خان زنگنه، مرتضى خان زنگنه، حاج علیخان زنگنه، نصرالله خان زنگنه، محمدرضاخان زنگنه (ظهیرالملک).

منبع:اینترنت
شهاب الدین سهرودی

مجسمه ی سهرودی:اثر ضیاء الدینی سنندجی
شیخ شهاب الدین سهرودی،یحیی بن حبش که به شیخ اشراقی مقتول مشهور است.بین سالهای 545 تا 552 قمری متولد شده .وی از مشاهیر و اکابر فلاسفه است و مذهب شافعی داشته و طرفدار حکمت اشراق بوده است.
مولدش سهرود که اصل آن سوره برد بمعنی سرخ سنگ بوده که روستایی از توابع زنگان قدیم باشد.
شیخ اشراقی در حلب به فرمان صلاح الدین ایوبی و بدست فرزند او به نام ملک ظاهر بین سالهای 581 تا 588 قمری در سی و شش ساله گی و شاید در حدود چهل ساله گی بزندان افتاد و در همانجا از گرسنه گی درگذشت.برخی نوشته اند که وی را خفه کردند و به همین جهت به شیخ مقتول موصوف است.شهر زوری گوید:او بر سبیل تفنن به فارسی هم شعر میگفت. این رباعی در تذکره ها از او مشهور است:
هان تا سر رشته ی خرد گم نکنی خود را از برای نیک و بد گم نکنی
رهرو تویی و راه تویی و منزل تویی هشدار که راه خود به خود گم نکنی
توجه:0(درادامه از ویکی پدیا توضیح و آثار او در اینجا قرار داده میشود)
سهروردی کسی است که مکتب فلسفی اشراق را بوجود آورد که بعد از مرگش وسعت یافت. او نظریه خود را در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم ارائه کرد.[۳] سهروردی را رهبر افلاطونیان جهان اسلام لقب دادهاند. او خود فلسفه اش را حکمت اشراق نامیده بود که به معنای درخشندگی و برآمدن آفتاب است و اقوام لاتین آن را aurora conurgens نام نهاده اند. اما این تفکر فلسفه خاص افلاطونی نیست و در آن آرای افلاطون و ارسطو و نوافلاطونیان و زرتشت و هرمس و اسطوره تحوت و آرای نخستین صوفیان مسلمان در هم آمیخته است.[۴]
مکتب سهروردی هم فلسفه هست و هم نیست. فلسفه است از این جهت که به عقل اعتقاد دارد، اما عقل را تنها مرجع شناخت نمیداند. عرفان است از این نظر که کشف و شهود و اشراق را شریف ترین و بلندمرتبه ترین مرحله شناخت میشناسد.[۵] او به سختی بر ابن سینا می تازد و از کلیات و مثل افلاطون دفاع میکند. بر وجودشناسی ابن سینا ایراد میگیرد که چرا اظهار داشته که در هر شئ موجود، وجود امری حقیقی است و ماهیت امری اعتباری، و برای تحقق محتاج وجود است. در حالی که طبق حکمت اشراق، ماهیت امری حقیقی است و وجود امری اعتباری.[۶]
سهروردی وجودشناسی[۷] خود را «نورالانوار» نام داده است. همان حقیقت الهی که درجه روشنی آن چشم را کور میکند. نور را نمیتوان با کمک چیز دیگر و نسبت به آن تعریف کرد، زیرا تمام اشیا با نور آشکار میشوند و طبعا باید با نور تعریف شوند. «نورالانوار» یا «نور مطلق» همان وجود مطلق است و تمام موجودات، وجود خود را از این منبع کسب کرده اند و جهان هستی چیزی جز مراتب و درجات گوناگون روشنایی و تاریکی نیست. به همین دلیل سلسله مراتب موجودات بستگی به درجه نزدیکی آن ها با «نورالانوار» دارد، یعنی به میزان درجه «اشراق» و نوری که از نورالانوار به آن ها میرسد.[۸]
فهرست کامل آثار فارسی و عربی شهاب الدین یحیی سهروردی با استفاده از فهرست شهرزوری و مقایسه آن با فهرست (ریتر) در دائرةالمعارف اسلامیه بشرح زیر آمدهاست:
۱- المشارع و المطارحات، در منطق، طبیعیات، الهیات.
۲- التلویحات.
۳- حکمةالاشراق، در دو بخش. بخش نخست، در سه مقاله در منطق، بخش دوم در الهیات در پنج مقاله. (این کتاب مهمترین تألیف سهروردی میباشد و مذهب و مسلک فلسفی او را بخوبی روشن مینماید).
۴- اللمحات، کتاب مختصر و کوچکی در سه فن از حکمت، یعنی: طبیعیات، الهیات و منطق.
۵- الالواح المعادیه، در دانشهای حکمت و اصطلاحات فلسفه.
۶- الهیاکل النوریه، یا هیاکل النور. این کتاب مشتمل بر آراء و نظریههای فلسفی میباشد، بر مسلک و ذوق اشراقی. سهروردی نخست آن را به زبان عربی نگاشته و سپس خود آن را به پارسی ترجمه کردهاست.
۷- المقاومات، رساله مختصری است که سهروردی خود آن را به منزله ذیل یا ملحقات التلویحات قرار دادهاست.
۸- الرمز المومی(رمز مومی) هیچیک از نویسندگانی که آثار و تألیفهای سهروردی را یاد کردهاند، از این کتاب نامی نبردهاند، جز شهروزی که آن را در فهرست سهروردی آوردهاست.
۹- المبدء والمعاد. این کتاب به زبان پارسی است، و کسی جز شهرزوری از آن یاد نکردهاست.
۱۰- بستان القلوب، کتاب مختصری است در حکمت، سهروردی آن را برای گروهی از یاران و پیروان مکتب خود به زبان پارسی در اصفهان نگاشتهاست.
۱۱- طوراق الانوار، این کتاب را شهرزوری یاد کرده، ولی ریتر از آن نام نبردهاست.
۱۲- التنقیحات فی الاصول، این کتاب در فهرست شهرزوری آمده ولی ریتر از قلم انداختهاست.
۱۳- کلمةالتصوف. شهرزوری این کتاب را با این نام در فهرست خود آورده، و ریتر آنرا بنام (مقامات الصوفیه) یاد کردهاست.
۱۴- البارقات الالهیة، شهرزوری این را در فهرست خود آورده و ریتر از آن نام نبردهاست.
۱۵- النفحات المساویة، شهرزوری در فهرست خود یاد کرده و ریتر نام آن را نیاورده.
۱۶- لوامع الانوار.
۱۷- الرقم القدسی.
۱۸- اعتقاد الحکما.
۱۹- کتاب الصبر. نام این چهار کتاب اخیر در فهرست شهرزوری آمده و در فهرست ریتر دیده نمیشود.
۲۰- رسالة العشق، شهرزوری این کتاب را بدین نام آوردهاست، ولی ریتر آنرا بنام «مونس العشاق» یاد کردهاست. این کتاب به زبان فارسی است.
۲۱- رساله در حالة طفولیت، این رساله به زبان فارسی است. شهرزوری آنرا یاد کرده و ریتر آنرا نیاوردهاست.
۲۳- رساله روزی با جماعت صوفیان، این رساله نیز به زبان پارسی است. در فهرست شهرزوری آمده و از ریتر دیده نمیشود.
۲۴- رساله عقل، این نیز به زبان پارسی است، در فهرست شهرروزی آمده، و در فهرست ریتر دیده نمیشود.
۲۵- شرح رساله «آواز پر جبرئیل» این رساله هم به زبان پارسی است.
۲۶- رساله پرتو نامه، مختصری در حکمت به زبان پارسی است، سهروردی در آن به شرح بعضی اصطلاحات فلسفی پرداختهاست.
۲۷- رساله لغت موران، داستانهائی است، رمزی که سهروردی آن را به زبان پارسی نگاشتهاست.
۲۸- رساله غربةالغربیة، شهرزوری این را به همین نام یاد کردهاست، اما ریتر آنرا بنام (الغربةالغربیة) آوردهاست. داستانی است که سهروردی آن را به رمز به عربی نگاشته و در نگارش آن از رساله (حی بن یقطان) این سینا مایه گرفته، و یا بر آن منوال نگاشتهاست.
۲۹- رساله صفیر سیمرغ، که به پارسی است.
۳۰- رسالةالطیر، شهرزوری نام این رساله را چنین نگاشته، ولی ریتر نام آنرا (ترجمه رساله طیر) نوشتهاست. این رساله ترجمه پارسی رسالةالطیر ابن سینا میباشد که سهروردی خود نگاشتهاست.
۳۱- رساله تفسیر آیات «من کتاب الله و خبر عن رسول الله». این رساله را شهرزوری یاد کرده و ریتر از آن نام نبردهاست.
۳۲- التسبیحات و دعوات الکواکب. شهرزوری این کتاب را بهمین نام در فهرست خود آورده، اما در فهرست ریتر کتابی بدین نام نیامدهاست. ریتر مجموعه رسالهها و نوشتهها و نوشتههای سهروردی را که در این نوع بوده، یکجا تحت عنوان (الواردات و التقدیسات) در فهرست خود آوردهاست و احتمال داده میشود که کتاب التسبیحات.... نیز جزء مجموعه مزبور باشد.
۳۳- ادعیة متفرقه. در فهرست شهرزوری آمدهاست.
۳۴- الدعوة الشمسیة. شهرزوری از این کتاب یاد کردهاست.
۳۵- السراج الوهاج. شهرزوری این کتاب را در فهرست خود آوردهاست، اما خودش درباره صحت نسبت این کتاب به سهروردی تردید نمودهاست، زیرا میگوید: (والاظهر انه لیس له) درست تر آنست که این کتاب از او نباشد.
۳۶- الواردات الالهیة بتحیرات الکواکب و تسبیحاتها. این کتاب تنها در فهرست شهرزوری آمدهاست.
۳۷- مکاتبات الی الملوک و المشایخ، این را نیز شهرزوری نام بردهاست.
۳۸- کتاب فی السیمیاء. این کتابها را شهرزوری نام برده، اما نامهای ویژه آنها را تعیین نکرده و نوشتهاست این کتابها به سهروردی منسوب میباشد.
۳۹- الالواح، این کتاب را شهرزوری یک بار (شماره ۵) در فهرست خود یاد کرده که به زبان عربی است و اکنون بار دوم در اینجا آوردهاست که به زبان پارسی است. (سهروردی خود این کتاب را به هر دو زبان نگاشته، یا به یک زبان نگاشته و سپس به زبان دیگر ترجمه کردهاست).
۴۰- تسبیحات العقول و النفوس والعناصر. تنها در فهرست شهرزوری آمدهاست.
۴۱- الهیاکل. این کتاب را شهرزوری در فهرست خود یکبار بنام (هیاکل النور) یاد کرده و میگوید به زبان عربی است و بار دیگر به عنوان الهیاکل آوردهاست و میگوید به زبان پارسی است. این را نیز سهروردی خود به هر دو زبان پارسی و عربی نگاشتهاست.
۴۲- شرح الاشارات. پارسی است. تنها در فهرست شهرزوری آمدهاست.
۴۳- کشف الغطاء لاخوان الصفا. این کتاب در فهرست ریتر آمده و در شهرزوری مذکور نمیباشد.
۴۴- الکلمات الذوقیه و النکات الشوقیه، یا «رسالةالابراج» این کتاب نیز تنها در فهرست ریتر آمدهاست.
۴۵- رساله (این رساله عنوان ندارد) تنها در فهرست ریتر آمدهاست. ریتر نوشتهاست: موضوعهائی که در این رساله از آنها بحث شده، عبارت است از جسم، حرکت، ربوبیة(الهی)معاد، وحی و الهام.
۴۶- مختصر کوچکی در حکمت: شهرزوری این را یاد نکرده، ولی در فهرست ریتر آمدهاست، و میگوید: سهروردی در این رساله از فنون سه گانه حکمت یعنی منطق، طبیعیات و الهیات بحث میکند.
۴۷- شهرزوری و ریتر منظومههای کوتاه و بلند عربی از سهروردی نقل کردهاند که در موضوعهای فلسفی و اخلاقی یا عرفانی میباشد، نظیر قصیده عربی مشهور ابن سینا: سقطت الیک من.... که مطلع یکی از آنها این بیت میباشد.
ابداً تحن الیکم الارواح - و وصالکم ریحانها والروح
منبع:کتاب شاعران پارسی گوی کورد:تالیف عبدالحمید سجادی-و همچنین ویکی پدیا
قسمت اول متن زیر از کتاب شاعران پارسی گوی کورد تالیف استاد عبدالحمید سجادی است.به دلیل اینکه سهرودی شعر هم می سروده.همچنین در کتاب تاریخ مشاهیر زنده یاد استاد بابا مردوخ شرح بهتری از سهرودی هست،که متئسفانه کتاب آن در دسترس نیست تا از روی آن تایپ شود.







صدایی که در دجله صاف شده است : او در سفر هنر، با خواننده، مفسر، آهنگساز، سراینده اشعار و بازیگر بودن راهش را ادامه می دهد. شهری که او در آن به دنیا آمده است به وطن متفکران و هنرمندان تحویل می دهد. هر کدام مثل چنار بلندی است. این خط از ضیا گؤکالپ تا جاهد سیتکی تارانجی، از علی امیری تا سلیمان نظیف، از جلال گؤزل سس تا احمد عارف، از اسما اوجاک تا گؤرر آیکال امتداد دارد. در پشت میزهای چنین اساتیدی اگرچه وجودشان احساس نمی شود اما در مدارسی که به اسم آنهاست محصلان پرورش می یابند و اسمشان در اشعار شاعران بزرگ عاشقانه نگاشته می شود .

دیاربکیر : دیاربکیر شهری است مرموز که در نوشته هر شاعر و نویسنده ای جای می گیرد. در بین سفره های پهن دوستی در آنکارا، شاعر بزرگ احمد عارف است که با اشعاری که از صدای خودش آنها را شنیده ام عشق دیاربکیر را در دلم شعله ور ساخته است. او می گوید: "به تو مثل بهاری بودنت می اندیشم / به تو مثل دیاربکیر / به چه چیزی هجوم نمی برد؟ / لذت اندیشیدن به تو". دیاربکیر در قلم یک نویسنده "شهری که اسرارش را به حصارش نجوا می کند" و در قلم نویسنده ای دیگر "شهری ابدی که خرجش با تلخی و رنجش مانوس شده اما امید را در هر زمانی زنده نگه داشته است. آن دارای قلبی پر از فضیلت است" توصیف شده است .

او از طرف مادر اهل دیاربکیر است : در برنامه ای تلویزیونی داستانی درباره زندگی شنیدم که قلبم را به لرزه درآورد. مادری در حالی که بچه ای چهارماهه در شکم دارد، از شهر پدر، بینگول کوچ کرده ، رویاها و سختی هایش را به دیاربکیر خود می برد. پدر با وجود سه برادر بزرگترش نگرانی را از بین می برد. بچه ای که تا پنج سالگی عبدالله نام دارد، با ارسال شناسنامه از طرف پدر، محسون نامیده می شود. این تغییر غیرمنتظرانه اولین شکاف زندگی اوست. محسون در لغت نامه «عثمانلیجا» به معنی: مستحکم و محافظ، می باشد. چه کسی می داند، شاید پدری که در دور دستها بوده با دادن این اسم به پسرش خواسته که او را تشویق به زندگی مستحکم کرده باشد.
مثل اینکه سرنوشتش محسون این بوده است که با مادری فداکار در بینگول زندگی کرده و پدر را از دور مشاهده کند. نگاههای دور که تلخی می آوردند قلب را می شکافتند و می گذشتند. معلوم نیست، اما زندگی، گاها با دور ماندن از خواسته ها راهش را ادامه می دهد. کودکی این چنین هنرمندی، که تقدیر دیارش را با خود حمل می کند، با تغییر نام مثل برگی پهن رشد نمی یابد.

او در حالی که هنوز مفهوم "خیلی متمدن بودن" بین مردمانش یافت نمی شود ، در خاکهای بین النهرین در بین ادیان و زبانهای مختلف بزرگ می شود. امروزه شهرت این تراکم فرهنگی، با صدایی که در آبهای دجله نظیف شده است از مرز وطن فراتر می رود.

او از نهاد خانواده خیلی بیشتر تاثیر می گیرد تا نهاد زندگی : تشویق استاد باغلاما (نوعی ساز محلی) آیهان باران باعث برداشت اولین قدم به سوی کیلومترها راه دور می شود. دوره ای طولانی و سخت سپری می شود. در سالهای 1983 و 1984 در مسابقات آواز در دیاربکیر و مرسین مقامات اولی که کسب می کند باعث افزوده شدن اعتماد به نفس او می گردد. در سال 1984 در دیاربکیر راننده اتوبوس مهمت طاهر دوغموش که کاست تولید شده او را گوش می کند، قدم دوم را برداشته و در اونکاپان کاست آماتورش را به تولید کننده موسیقی مصطفی گونش می رساند تا گوش کند. گونش که صدای صاف و دلنواز او را می شنود او را به استانبول فرا می خواند. او به همین خاطر دیار مادری را رها کرده و به سوی دیار غربت راهی می شود. رویای زندگی در استانبول، با نقشه های راه که به تازگی ترسیم شده اند، پیش می رود. او در زندگی در اتاقهای هتل چنان با اعتماد، چنان مصمم، چنان مهیج و چنان سرشار از عشق است که این مجادله سرانجام به ورود او به اولین دسته هنرمندان فارغ التحصیل در کنسرواتوری موسیقی ترک در کشور می انجامد. او دیگر مورد تمسخر قرار نمی گیرد او تحصیل کرده است. شهر دنیا استانبول، برای هنرمندان مادر شهرهاست. او از بزرگی استانبول نمی هراسد، نمی لرزد، شناختن، خو گرفتن و دوست داشتن را آغاز می کند. هنرمندی که با عشق دیاربکیر در دل، به استانبول آمده است، سالها بعد از حصارهای آواز فراتر می رود. او دیگر هم از آن ترکیه و هم متعلق به دنیاست .

او که بزرگ می شود، بنیاد زندگی مستحکم می شود : در سال 1992، او با تولید کننده موسیقی، هیلمی توپال اوغلو، آشنا می شود. یک سال بعد با آلبوم "عالم بویسا" به دنیای موسیقی قدم گذاشته، خود را در انبوهی از قدمهای برنداشته پیدا می کند. در سال 1994، سریال "عالم بویسا" را برای کانال استار بازی می کند. اولین سریالش در راس اخبار سریالها قرار گرفته و در داستان زندگی ، عرصه اولین هنرمندان نوشته می شود. زندگی هنری هنرمند، همیشه مثل یک آب جاری نیست. او روی خارهای سر راه هنر پا نهاده، مصمم به راه خود ادامه می دهد. او به مسائل دیاری که در آن زندگی می کند بی تفاوت نمی ماند، آنچه را که درک می کند با ترانه هایش سر زبان می آورد. او با نمونه هایی مثل "انسان حاکلاری"، "همشهریم"، "تاشرالی"، "کاردشلیک تورکوسو"، "ییکیلمادیم"، "اؤلکم آغلار" و "بیزدن دییلدیر" به مسائل اجتماعی آهنگ می سازد. زیرا او گواه انسانهایی است که با دردهایشان بی صدا زندگی می کنند. او به همین دلیل صدای بی صدایان است. او دیدگاهش به دوستی را این چنین بیان می کند: من الکی بزرگ دارم، با این الک که مادرم به من هدیه کرده است کسانی بودند که رفع شدند. اما زندگی ام با بقیه دوستان سرشار از عشق و محبت سپری می شود.


این هنرمند، در زندگی در استانبول برای مادرش پسر و برای پسرش پدر است : فرزند دیاربکیر، فراست و زیرکی، و دارای قلبی باز بودن را توانگری می داند. او با گسترش دادن موفقیتهایش در عرصه موسیقی به تمام دنیا، با مجادله قرار گرفتن در دلها با صدایش، مثل آرامش دجله، راهش را ادامه می دهد .



ترجمه ی ٢ترانه از ماهسون،از زبان مغولی به فارسی
١
هر کجا همکاری است، هر کجا محبت است، خدواند آنجاست)
انسانهای ایثار گر کم هستند
در دنیا جنگ و نیستی سایه افکنده است
درباره انسانهای شر و بد(ستم گران )این چهار کتاب اسمانی چه نوشته اند
کسی که هم نوع خودش را بکشد
وبه انسانها ظلم کند از ما نیست
ستمگران قانون و کتاب های اسمانی را نمی شناسند
اگر روزی در دنیا جنگ تمام بشه
موسی به فرعون چه فرمود
کسی که هم نوع خودش را بکشد
و به انسانها ظلم کند از ما نیست
دلهای کور از عشق ومحبت پر شود
وبچه های گرسنه دیگر گریه نکنند
عیسی در باره عشق ومحبت چه فرمود
کسی که همنوع را دوست نداشته باشد و به آنها (مراحمت)لطف و بخشش نکند
و حق بنده ای را بخورد از ما نیست
آزادگی نابود و عدالت پایان یافته است
انسانهای بی گناه رنج واذیت می کشند

٢
به خورشید قصد نکنید که آن گرمی من است
به شب قصد نکنید که شب تکیه گاه درد هایم است.
به یارم قصد نکنید که یارم تمام هستی من است
قصد جانم را نکنید که جان مال خدا است
ای امان امان امان نمی توانم شبها بخوابم
ای امان امان امان از شرمم نمی توانم گریه کنم
ای امان امان امان نمی توانم به دیگران خو بگیرم
ای امان امان امان من بدون تو نمی توانم زندگی کنم
عشق در تکیه گاه ها کهنه می شود کشتی ها در بنادر
حسرت در قلبها کهنه میشود سوگند در دروغها
به عاشقان مرگ غلبه نمی کند عاشقانی مثل من
درونم آتش می گیرد از این شبهای سیاه
درونم آتش می گیرد از این شبهای بدون او

سایت رسمی ماهسون:

http://www.mahsunkirmizigul.com/
یکی از وبلاگهای طرفداران ماحسون در ایران:
http://www.jazirehtanha.blogfa.com/
آخرین اخبار از او:

منبع:اینترنت

یکی از بناهای مشهور سنندج می باشد با حیاط سنگفرش، استخر، حمام، سالن تاتر که جالبترین بخش ساختمان می باشد. و تزئینات آن بسیار استادکارانه طراحی و اجرا شده است. خصوصه بارز این بنا، نقاشیها و گچ بریهای بی نظیر آن می باشد.
عمارت خسروآباد
بنای اصلی عمارت خسروآباد (خسرویه) به حکومت زندیه و دوره خسروخان اول (حکمران کردستان) بازمی گردد. این عمارت با خصوصیات معماری بومی، عمارتی اشرافی را می نمایاند. این عمارت در بلوار شبلی سنندج واقع شده است.
عمارت مشیر

این عمارت در خیابان شهدای سنندج واقع شده است. که از ترکیب فضاهای زیادی با سبک ایرانی و طرح معماری تشکیل شده است. این بنا به تلاش میرزا یوسف مشیر دیوان، پسر یکی از سیاستمداران مشهور بنام میرزا رضا، وزیر کرد تحت سلطنت قجر بنا گردید. ساختمان، دارای هفت حیاط می باشد که هر کدام با فواره های مجزا و با طرحهای متفاوت تزئین گردیده اند. دروازه ورودی عمارت بطور خاصی جذاب می باشد.
عمارت سالارسعید
![]()
این ساختمان یکی از بناهای تاریخی استان کردستان است که تبدیل به موزه سنندج شده است.زیرزمین این عمارت دارای حوضی می باشد و دارای سقفی گنبدی شکل است که به طرز زیبایی آزین شده است. این بنا از سنگ، آجر و چوب با پشت بام شیروانی ساخته شده است. زیباترین و جالبترین قسمت ساختمان، پنجره های ارسی بزرگ هال می باشند که هفت در دارند و به خودی خود یک شاهکار هنری می باشند.
عمارت وکیل الملک

یکی از ساختمانهای قدیمی و قابل توجه شهرستان سنندج می باشد. این عمارت، بنای اجدادی و خصوصی خانواده وکیل می باشد که همیشه در تاریخ کردستان مسند قدرت را در دست داشتند.قسمتهای مختلفی در دوره های بعد به آن اضافه شدند. این ساختمان نوسازی اولیه را در سال 1310 هجری متحمل شد. تا اینکه امان ا... خان وکیل الملک آنرا به مجموعه ای شامل چندین ساختمان، حیاط و باغ کنونی تبدیل نمود. این بنا هنوز استحکامات خود را حفظ نموده است.
عمارت آصف وزیری
عمارت آصف که با نام خانه کرد در سنندج معروف است، به عنوان نمادی از هویت فرهنگی اقوام کرد و گنجینه مردم شناسی مردم کرد از با ارزشترین آثار فرهنگی و تاریخی استان کردستان است. عمارت آصف که امروز در برگیرنده بخشی از پروژه فرهنگی خانه کرد، شامل فضاها و غرفههای نمایشی موزهاست، که یکی از قدیمی ترین بناهای شهر سنندج محسوب میشود و در خیابان امام خمینی، نزدیک مسجد دارالاحسان قرار دارد.
منبع:اینترنت

شرح حال محمود شبستری هم در کتاب شاعرا پارسی گوی کورد از آقای سجادی آمده اما فرقی نمیکند و از اینترنت در اینجا میگذارم.
قریه ی شبستر مولد عارف معروفی است که در اواسط قرن هفتم هجری تولد یافته و موسوم است به سعدالدین محمود شبستری.از تاریخ زنده گانی او اطلاعی کامل در دست نیست و ظاهرن سراسر عمر را بر خلاف زمانه آشفته و عصر پر آشوب خویش را با آرامش و سکون و بدون حادثه ی مهمی بسر برده و در سال 720ه وفات یافته.
کتاب معروفی که از او باقی مانده مثنوی گلشن راز است که تقریبن هزار بیت می شود،یکی از بهترین رسالاتی است که در اصول مبادی تصوف برشته ی تحریر درآمده.مستر وین فیلد از آن ترجمه ی خوبی نموده (در اینجا رجوع شود به خود کتاب مولف)که بضمیمه ی مقدمه و حواشی در لندن بسال 1880م بطبع رسیده.این رساله ی شریفه توجه سیاحان اروپایی را هم از زمان قدیم جلب نموده و نسخ آن به کتابخانه های اروپا راه یافت.دکتر تولوک قسمتی از آن را در سال 1820 م ترجمه و هامر بورگشتال تمام آنرا در سال 1835م بشعر آلمانی ترجمه نمود.این مثنوی چنانکه مولف خود اشاره میکند ،در شوال 710ه بنظم درآمده و آن در پاسخ 15 سوآل است ...که شخصی از خراسان موسوم به امیر حسینی از وی نموده است و شمس الدین محمد ابن یحیی در ذیحجه ی 877 شرحی عالی بر آن کرده است.
یک سوآل و جواب را برای نمونه از این کتاب نقل میکنیم:
سوآل دهم
چه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد ز قعر او چه گوهر حاصل آمد؟
جواب سوآل دهم
یکی دریاست هستی،نطق ساحل صدف حرف و جواهر دانش دل
بهر موجی هزاران در شهوار برون ریزد ز نقل و نص و اخبار
هزاران موج خیزد هر دم از وی نگردد قطره ای هرگز کم از وی
وجود علم ازآن دریای ژرف است غلاف در او از صوت و حرف است
معانی چون کند اینجا تنزل ضرورت باشد او را از تمثل
-------------------
تمثیل
شنیدم من که اندر ماه نیسان صدف بالا رود از قعر عمان
(توجه:این تمثیل بلند است و من حوصله ی تایپ آن را ندارم.)
آثار: (این قسمت آثار از ویکی پدیا برداشت میشود)
آثار وی را میتوان به دو دسته منظوم و منثور بخش کرد.
آثار منظوم
آثار منثور
گلشن راز

مثنوی گلشن راز مهمترین و پرآوازهترین اثر شعری اوست که حدود هزار بیت را در برگرفتهاست.
این کتاب، تا کنون، به زبانهایی همچون آلمانی، انگلیسی ترجمه شدهاست.
------------
ابیاتی دیگر از او(از ویکی پدیا برداشت شده.)
نخست از فکر خویشم در تحیر
چه چیزاست آنکه گویندش تفکر؟
کدامین فکر ما را شرط راه است؟
چرا گه طاعت و گاهی گناه است؟
که باشم من؟ مرا از من خبر کن
چه معنی دارد اندر خود سفر کن؟
مسافر چون بود؟ رهرو کدام است؟
که را گویم که او مرد تمام است؟
که شد از سر وحدت واقف آخر؟
شناسای چه آمد عارف آخر؟
اگر معروف و عارف ذات پاک است
چه سودا بر سر این مشت خاک است؟
کدامین نقطه را نطق است، اناالحق؟
چه گویی هرزهای بود آن مزبق؟
چرا مخلوق را گویند واصل؟
سلوک و سیر او چون گشت حاصل؟
وصال ممکن و واجب به هم چیست؟
حدیث قرب و بعد و بیش و کم چیست؟
چه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد؟
ز قعر او چه گوهر حاصل آمد؟
چه جزو است آنکه او از کل فزون است؟
طریق جستن آن جزو چون است؟
قدیم و محدث از هم چون جدا شد؟
که این، عالم شد آندیگر خدا شد؟
--------
همچنین از اوست:
خراباتی شدن از خود رهایی است
خودی کفر است اگر خود پارسایی است
خرابات از جهان بیمثالی است
مقام عاشقان لاابالی است

منبع:اینترنت
خواص داروئی گیاهان در کوردستان(بخش ١)

مقدمه:

گیاهان دسته ای از جانداران هستند که قادرند با استفاده از انرژی نورانی خورشید وموادی که از محیط جذب می کنند غذای موردنیاز خودشان رابسازند . گیاهان می توانند در آب ،خاک ویا روی چوب وتخته سنگها زندگی کنند .
گیاهان بر حسب شرایط محیطی اشکال واندازه های مختلف دارند ،که به شکل علف ،بوته ،درخت ودرختچه هستند.برخی از آنان گل های زیبایی دارند ودانه ومیوه تولید می کنند .بیشتر گیاهان در طبیعت به رنگ سبز هستند واین به خاطر وجود رنگ دانه ای به نام کلروفیل (سبزینه ) است که در عمل فتوسنتز نقشبسیار مهمی دارد .
وجود گیاهان ، این موهبت الهی در زندگی جانوران بر کسی پوشیده نیست. از آنجا که انسان جزیی از اجزای طبیعت است. بطور مسلم برای تمام نیازهای او،طبیعت پیش قدم بوده است. انسان هرچه به طبیعت نزدیک تر شود سالمتروبادوام تر می باشد . به این دلیل انسان هر چه بیشتر به دامان طبیعت بر گردد از نعمات آن بیشتر بهره می برد .
گیاهان،به صورت های گوناگون زندگی مارا لذت بخش تر وشادتر می سازند. نقش واهمیت گیاهان در خوراک وپوشاک و وسایل منزل و درمان بیمارهای روحی وجسمی روز به روز دنیای علم را به سوی خود جلب می کند. تاریخچه استفاده از گیاهان به قدمت تاریخ زیست انسان بر روی کره ی زمین است . انسان به حکم تجربه وعلم واندیشه ی خود از گیاهان به عنوان خوراک ودارو و... بهره برده است .
«کردستان وزیست گاه گیاهان»
کردستان یکی از استانهای زرخیز وخوش آب وهوا ی ناحیه کوهستانی واقع در غرب ایران می باشد که دارای
کوه های سر به فلک کشیده وجنگل های انبوه ودشت ها ومراتع وچمن زارهای سرسبز وخرم با گونه های گیاهی وجانوری متنوع می باشد . این استان به سبب آب وهوای مرطوب ومعتدل مدیترانه ای وخاک حاصل خیز زیستگاه گیاهان وجانوران گوناگونی می باشد. کردستان به علت داشتن گیاهان متنوع وگلهای زیبا وچمن زارها وچشم انداز های دیدنی ، «استان گل وگیاه» معرفی کرده اند .
وجود این عطیه ی الهی و موهبت طبیعی سبب توجه گیاه شناسان ودارو سازان وپزشکان وگردشگران وکوهنوردان به این استان شده است . مراتع وچمنزارهای این استان در فصول بهار وتابستان وپاییز مورد توجه ی خاص دامداران است .
مراتع و چمن زار های « سارال وچهل چشمه وکوسالان وشاهو و اورامانات وسورین وآربابا وآریزوپیازه وکره میانه » هرساله علاوه بر دام های منطقه زیستگاه دام های عشایر کوچر به عنوان ییلاق می باشد.گاهی استفاده ی
بی رویه دامپروران از مراتع وچراگاه ها سبب نابود شدن گونه های گیاهی در این استان شده است . سودجویان ودلالان «همه گیاه خر» هر ساله در فصل بهار وتابستان با کندن ریشه گیاهانی چون کنگر و ریواس و سریشم (خوژه) و نرگس و شنگ و آویشن کوهی وشیرین بیان وثعلب و تره وحشی و چوبک وکرفس کوهی و والک و... سبب انقراض نسل گیاهان در کردستان شده اند .
خواص داروئی گیاهان در کردستان
به جرات می توان گفت : با وجود اینکه گیاهان ومیوه ها از خاموش ترین آفریده های خداوند هستند ولی با شفابخشی خود مظهر عظمت وقدرت خداوند بوده ونشانی از ظرافت وکرامت رب العالمین را به نمایش می گذارد .این آفریده ی خدایی (گیاهان ) نه تنها با طعم ومزه و رنگها واشکال بدیع خود، سفره ی طبیعت را رنگین کرده وبه آن زینت بخشیده ،بلکه از منابع غنی تغذیه برای تمامی گونه های جانوری است .
نقش دارویی ودرمانی گیاهان در برقراری تندرستی انسان قرن هاست بر همگان مشهود است .گیاهان به عنوان منبع اصلی غذا و دارو و رنگ و عطر وسایر نیازمندیهای بشری سالهاست حرف اول را می زند. امروزه در کشورهای پیشرفته گیاهان جز منابع ومواد اولیه ی داروها وغذاهاست .
میراث گیاه درمانی در کردستان تاریخچه ی کهن دارد .از گذشته های بسیار دور در این استان از گیاهان به عنوان خوراک وپوشاک و دارو ورنگ ریزی وعطریات وعلوفه و ... استفاده می شده است .امروزه هم در دل پیر مردان وپیر زنان کردستانی تجربه های گیاه درمانی نهفته است .آشنایی با گیاهان خوراکی ودارویی و صنعتی کردستان حاصل تجربه ی هزار ساله ی مردمانی است که سینه به سینه حفظ ونقل کرده وبه ما رسانده اند .
بهره گیری از گیاهان برای خوراک ودرمان بیماری ها با تاریخ زندگی مردم منطقه آغاز گردیده وتجارب گذشتگان چراغ فرا راه نسل امروزی است .طب سنتی ودرمان با گیاهان دارویی در ایران حاصل تلاش وتجربیات انسان های دانشمند وفرهیخته ای چون برزیه طبیب ،ابو علی سینا ، محمد زکریای رازی و شیخ عثمان نقشبندی و...می باشد .اما با کمال تاسف امروزه علم نوین پزشکی با دیده ی حقارت به این علم می نگرند و از این نکته غافلند که بیشتر دارو ها را از عصاره ی گیاهان می گیرند وعوارض جانبی آن کمتر از داروهای شیمیایی می باشد.
نحوه ی استفاده ی گیاهان
مردم کردستان بیش از سایر استانهای دیگر ایران از گیاهان به عنوان خوراک ودارو و مصارف دیگر استفاده می کنند .در فصل بهار وتابستان تعداد زیادی از ساکنین روستاها وشهرها از طریق چیدن گیاهان خوراکی ودارویی و صنعتی امرار معاش می کنند.بازار همه گیاه فروشی در بیشتر شهرهای استان داغ وپر رونق است . مردم کردستان هر ساله در فصل بهار انواع گیاهان خوراکی خودرو از جمله ریواس ،کنگر،قارچ، مه نی ،گزنه ، پونه ،خوژه ، کوزله، کاشمه ، گیلاخه ،پسل،شنگ کشندر،آویشن، پیچک ، کنیوال ، سیرکوهی، گاوزبان ،بنفشه، غازیاغی،گلپر ، همه گیاه و ... از کوهستانها و دشت ها
می چینند وآن را از طریق خشک کردن ،شور کردن ویا فریزر برای فصول دیگر نگهداری می کنند.
صیفی کاران وسبزی کاران کردستانی، علاوه بر گیاهان خودروکوهستانی، در مزارع خود انواع سبزیجات وصیفی جات از جمله : ترب،تربچه،شلغم ،چغندر ،هویج،گزر(زردک)،سلق،جعفری،شاهی (ترتیزک)،ترخون،تره،گشنیز شنبلیله،سیاهدانه،نعناع،ریحان،پیاز، سیر،شوید،مرزه،کنجد،کلزا،کاهو ،کرفس،کلم،رازیانه،بامیه ،فلفل(بی بار)،خیار ،خیار چنبر،هندوانه،گرمک،خربزه،گوجه فرنگی،توت فرنگی،سیب زمینی،بادام زمینی ،تنباکو(توتون)،بادمجان و... می کارند .
نقش واهمیت سبزی های خوردنی در سلامتی انسان
در این قسمت به خاصیت چند نوع از سبزی های خوردنی مرسوم در سفره کردستانی ها اشاره ای کوتاه می نمایم .
پونه : این سبزی بسیار معطر وخوشبو است که به صورت خام مصرف می کنند واز خشک شده ی آن برای خوشبو کردن آش ودوغ استفاده می کنند .پونه هضم غذا را آسان می کند ودر درمان استفراغ ،دل پیچه،اسهالی،قطع سرفه وسکسکه ودردمعده مفید است.
ترب :ترب سرشار از ویتامین های آ ، ب و ث می باشد. خوردن ترب بعداز ناهار وشام در هضم غذا بسیار موثر بوده و عمل روده ها را تسهیل می کند.ترب وتربچه اگر چه دارای بوی زننده اند اما در درمان سنگ کلیه وناراحتی کیسه صفرا ولاغر شدن مفید عمل می کند.
تره : تره از سبزهای خوردنی مفید است که دارای کلسیم وآهن و منیزیم و ویتامین ث زیاد می باشد .خوردن تره با غذا از ترش کردن معده جلوگیری می کند.تره برای هضم غذا وسنگ کلیه وباز کردن اشتهامفید است وزیادروی در خوردن آن سبب خرابی لثه ها وناراحتی چشم می شود .
ترتیزک (شاهی) : شاهی سرشار ازمواد کلسیم وآهن و ویتامین ث است .شاهی پاک کنند ه خون است ودر جوانی وشادابی انسان موثر است .شاهی ادرار آوربوده ودر دفع قند خون وکاهش فشار خون ،عفونت کلیه ها ،چرک سینه وزخم روده ها مفید است. شاهی خون ساز است ودر درمان کم خونی وتصفیه خون نقش مهم دارد . شاهی را باید خام وتازه خورد زیرا شاهی زرد شده سبب مسمومیت می شود .
کاهو : این سبزی دارای ویتامین های آ،ب و ث ومقداری زیاد آهن وکلسیم است .خوردن کاهو خون را زیاد کرده ودر درمان بیمای هایی چون کم خونی ،یرقان،دلهره واضطراب ،فشارخون ویبوست مفید است . خوردن کاهو تشنگی را رفع وباعث آرامش اعصاب می شود.
کلم : کلم یک سبزی بسیار مفید وسر شار از ویتامین های آ ،ب وث است آن قدر مفید است که پزشکان قدیمی می گفتند :«کلم داروی همه ی درد هاست.» کلم سبزی اشتها آور ،ضد سرطان ،ضد نیش حشرات ،باز کننده ی گرفتگی سینه وصدا و محافظ چشم در برابر اشعه ی ماورای بنفش است . انواع کلم (کلم پیچ سفید وقرمز،گل کلم ،کلم قمری )
ریحان : این سبزی معطر دارای مقدار زیادی ویتامین «کا» است .ریحان خون ساز بوده ودرمان کم خونی وضد عفونی کردن دهان ومعده وروده ها وبی اشتهایی واستفراغ وسرگیجه وازدیاد شیر مادر ولاغری مفید است .
نعناع : نعناع از سبزی های عطر دار وخوردنی است که دارای مقدار زیادی ویتامین« آ »و«ث» است .از برگ وشاخه های گلدار آن عرق نعناع می گیرند .نعناع برای تقویت اعصاب وخوش بو کردن ماست ودوغ وآش ها وکاهش کلسترول خون ورفع عفونت ها وسم زدایی مفید است .البته زیاد خوردن آن سبب خارش گلو می شود.
مرزه : خوردن این سبزی خوش طعم برای نفخ روده و معده مفید است ودر درمان لاغری وبی اشتهایی و رماتیسم و
کرم های معده کاربرد دارد .خوردن نان وپنیر ومرزه سبب چاقی می شود .
شوید : شوید دارای ویتامین «ای» است .خوردن شوید برای رفع گرفتگی رگ های قلب ودردکلیه وتقویت معده وازدیاد شیر مادر مفید است .
نقش گیاهان در رنگ ریزی
مردم کردستان در گذشته از گیاهان طبیعی برای رنگ ریزی نخها وپارچه ها وپوست و مو و...استفاده می کردند.آنها از گیاهانی چون گردو وانار وتمشک وتوت سرخ و گل وریشه ریواس ومازو وشقایق و برگ مو و کلکاف و بلوط وسماق وکاه وپوست پیازو... برای رنگ کردن نخ وپارچه وپوست استفاده می کردند.
در این نوشته نمی توان به خواص و نحوه ی استفاده از تمام گیاهان منطقه اشاره کرد لذا تنها به شیوه ی برداشت ونگهداری وکاربرد وطبقه بندی واسامی کردی وفارسی تعدادی از گیاهان دارویی در کردستان بسنده می کنم .
شیوه ی برداشت و جمع آوری گیاهان دارویی
از آنجا که هر خاکی وهر آب وهوایی ، بستر انواعی از گیاهان دارویی است .بنابراین همه چیز در همه جا نمی روید وحکمت خلقت در این است که هر جا بیماری هست ،قطعاً نوع گیاه دارویی آنجا یافت می شود. وچون همه گیاهان دارویی در فصل خاصی نمی رویند پس لازم است با شیوه ی جمع آوری ونگهداری آن برای سایر فصول آشنا شویم .
بنابراین از نظر خواص دارویی ،زمان مناسب برداشت محصول دارای اهمیت خاصی است .قسمت های مختلف گیاه نیز دارای اثرات متفاوتی هستند.
در بسیاری از موارد ماده موثر عمدتاًدر برگ،شکوفه،ساقه،ریشه،بذریا میوه است.همیشه گل ها را قبل از ظهر یعنی زمانی که شبنم یا رطوبت شبانه از بین رفته است جمع آوری می کنند .
برای مثال : ساقه ی مورد استفاده را باید هنگامی برداشت کرد که کاملاً رشد کرده و بدون گل باشد .و یا پوست گیاه را باید در فصل بهار وقتی که شیره ی گیاهی به گردش در می آید ، برداشت نمود . گل ها باید قبل از شکوفایی کامل وبارور شدن چید. دانه ها را باید زمانی چید که کاملاً رسیده باشد . پیاز گیاه را باید هنگام پاییز برداشت کرد .
شیوه های برداشت وخشک کردن عبارتند از :
الف – هر گیاه را باید به تنهایی خشک کرد ،سر گیاه را رو به پایین و در جای خشک وهوا دار نگه داشت.
ب - قبل از خشک کردن نباید گیاه را شست ،فقط ریشه گیاه را برای زدودن گل ولای می شوییم.
ج - باید به زمان برداشت گیاه با توجه به قسمت مورد استفاده از قبیل ریشه ،ساقه،برگ ،گل وجوانه توجه نمود.
د - باید به زمان مصرف واندازه ی آن دقت کرد.
شیوه ی نگهداری وخشک کردن گیاهان
بسیاری از گیاهان باید پیش از مصرف خشک شوند. . مثال برای خشک کردن سبزی هایی مانند نعناع،پونه،جعفری ترخون،شوید ،گزنه وآویشن کوهی ، باید آنها را پاک کرده وشست وشو داد،وپس ازخردکردن روی سینی یا پارچه ای تمیز پهن کرد .بهتر این است که سبزی ها را در سایه خشک کرد تا رنگ آنها تغییر نکند.
ریشه ها وساقه ها ی زیر زمینی را باید قطعه قطعه کرده ودر سایه خشک کرد و روی آن ها را با پارچه توری پوشاند.
ساقه ها وپوست ها وچوبها هم مانند ریشه ها خشک می شوند .
گل ها چون بسیار ظریفند جهت محافظت از بی رنگ شدن آنها باید در جایی که اندکی تاریک باشد خشک نمود .
میوه ها باید در مقابل آفتاب یا گرمای ملایم خشک شوند .
دانه ها باید در جایی که هوا به آسانی داخل وخارج شود خشک گردد.
گیاهان دارویی باید در محفظه ی شیشه ای ،دور از رطوبت ونم نگهداری شود.
علاوه بر خشک کردن ؛ گیاهان خوراکی ودارویی را ازطریق شور کردن وشیرین کردن وسرد کردن در یخچال وفریزر
نگهداری می کنند.
راه های کاربرد و مصرف گیاهان دارویی
راه های جذب و کاربرد گیاهان دارویی بر حسب نوع گیاه فرق می کند شیوه های مورد استعمال گیاهان عبارتند از:
الف) جوشاندنی ها؛ گیاه مورد نظر را به مدت 10 تا 30 دقیقه می جوشانیم سپس صاف کرده و عصاره ی آبی آن را
می گیریم.
ب) دم کردنی ها ؛ آب را می جوشانیم و گیاه مورد استفاده در ابتدای جوش آمدن آب در آن می ریزیم و بعداً شعله را خاموش می کنیم.(زمان 10 دقیقه تا یک ساعت)
ج) عرق گیری؛ با وسایل سنتی و تقطیر کردن.
د) معجون ؛ پودر گیاه مورد استفاده را در عسل یا ماده ی تجویز شده مخلوط می کنیم.
هـ ) بخور دادن ؛ گیاه مورد نظر در آب جوش ریخته و قسمت مورد نظر بدن که معمولاً سر و صورت است روی بخار قرار می گیرد.
و) روغن های گیاهی
ز) شربت
طبقه بندی گیاهان دارویی بر اساس اثرات آنها
1- گیاهان تلخ 2 – گیاهان ضد التهاب 3 – گیاهان ضد نفخ وگازهای معده 4 – گیاهان ملین ومدر5- گیاهان آرام بخش 6 – گیاهان ضد انگل 7- گیاهان خلط آور و...
ترکیبات مهم گیاهان دارویی:
هر ماده که در گیاه پیدا می شود دارای نقش خاصی در گیاه می باشد.ماده در گیاه می تواند در انجام اعمال حیاتی وساختار خواص فیزیکی وشیمیایی گیاه نقش ایفا کند.
روغن های عطری : مواد عطری درمان بخش، تمیز کننده ،ضدعفونی کننده ،محرک اشتها،هضم کننده غذا،ضد درد،
ضدنفخ معده وضد اسپاسم عضلانی می باشند.
آلکالوئیدها: شامل انواع مواد مخدر از جمله مرفین ،کدئین وکوکائین می باشندکه نقش مسکن دارند.
مواد پروتئینی : این مواد از ترکیب اسید های آمینه ایجاد شده اند که باید از طریق گیاهان وارد بدن شوند .
مواد تلخ مزه : بسیاری از گیاهان مانند؛ کاسنی وجاشیر( لو) تلخ مزه هستند وخاصیت دارویی زیادی دارند .گیاه تلخ
غیر سمی سبب اشتهاومحرک اندام هایی چون کبد وکیسه صفرا برای فعالیت بیشتر می شوند.
فلاونوئیدها: مواد موثری در گیاه هستند که سبب خنثی کردن سموم بدن می شوند.
تانن ها : خاصیت ضد درد دارند .لثه ها وپوست دهان را محکم وتمیز می کنند.
مواد لعاب دار : این مواد در گیاهانی چون پنیرک ،بامیه،ختمی و بارهنگ پیدا می شود که موجب کاهش کلسترول خون می شوند.
ازدیگر مواد موجود در گیاهان می توان به ویتامین ها واسید های گیاهی وقندها اشاره کرد .
خواص گیاهان دارویی:
گیاهان دارویی براساس نسخه های تجربه شده وموفق در درمان بیماریهایی چون«انواع زخم ها وکچلی ها ،امراض عصبی وروانی ،روماتیسم ها ،زخم معده واثنی عشر ،سینوزیت ، عفونت ها ،انگلها ،سنگ کلیه ومثانه،کنترل ادرار ،آلرژی ها،آسم
ریزش مو،کم خونی ها ،یبوست ،اسهال، گرفتگی عروق،ضعف روده ودرد عضلات و...موثر واقع شده است.
اسامی کردی وفارسی بعضی ازگیاهان منطقه کردستان
|
کردی |
فارسی |
کردی |
فارسی |
کردی |
فارسی |
|
قاخلی |
گل رنگ |
قیته ران |
پرسیاوش |
شنگ |
شنگ |
|
هه ریز |
پنجه مرغی |
هالی کوک |
پامچال |
شه له م |
شلغم |
|
خوژه |
سریشم |
چه قچه قه |
کاسنی |
خوشیل |
شیرپنیر |
|
سه ول |
تاج خروس |
توله که |
پنیرک |
گیاه بلک |
شیرین بیان |
|
ژاله |
خر زهره |
پیچک |
والک |
شیلان |
عناب |
|
سوره هلاله |
نعناع زینتی |
کنی وال |
تره کوهی |
قازیاخه |
غازیاغی |
|
نان و دوبر |
شقایق |
گیلاخه |
تره وحشی |
قنگه ر |
کنگر |
|
توسی |
شکر تیغال |
پیکول |
خارخسک |
تورک |
تمشک |
|
گوزروان |
گاوزبان |
سولان |
گلپر |
سالمه |
ثعلب |
|
کنجی |
کنجد |
گول حاجیانه |
بابونه |
پیژوک |
زعفران وحشی |
|
به رو |
بلوط |
هه زبی |
آویشن کوهی |
شملی |
شنبلیله |
|
سه لمکه |
اسفناج وحشی |
سیاوله |
سیاهدانه |
گه زنه |
گزنه |
|
گویچکه مله |
مرزنگوش |
ریواس |
ریواس |
پونگه |
پونه |
|
خاشه |
اسپرس |
که ر کول |
خارمقدس |
نه عنا |
نعناع |
|
ره زله |
تاج ریزی |
سپون |
چوبک |
هلاله برمه |
اشک مریم |
|
پسل |
ترتیزک وحشی |
کاشمه |
کرفس کوهی |
شه له مین که ره |
قاصدک |
|
هلمه له (هیرو) |
ختمی |
گولباغی |
گل محمدی |
خاکشیر |
خاکشیر |
|
پولکه |
ماش کوهی |
رکیشه |
بارهنگ |
که وه ر |
تره |
|
خه ر به نگ |
شاهدانه |
که ره س |
کرفس |
نیسک |
عدس |
|
کالکه مارانه |
هندوانه ابوجهل |
ته ره بن |
سنجد کوهی |
پیره ژنه |
زوفا |
|
به ره زا |
نوعی کما |
بوژانه |
بومادران سیاه |
گوی به رخ |
ماهور |
|
گلینه |
ارزن |
شه مامه |
دستنبو |
گه نمه شامی |
ذرت |
|
لو |
جا شیر |
لاولاو |
لبلاب |
په رشه |
چاودارگندمی |
|
قانگ |
اسپند |
مه نی |
؟ |
په له شوانه |
؟ |
|
شور، سی پره |
شبدر |
نوک |
نخود |
وینجه ،اسپست |
یونجه |
|
|
|
|
|
|
|
تهیه وتدوین : فایق معروفی معاون آموزشی دبستان پسرانه شاهد مریوان
----------------------------------

گیاهان دارویی کردستان(بخش ٢)
ایمـــــنـــــی را و تندرســـتـــــی را آدمی شـــکر کرد نـــــتـــــوان
در جهان این دو نعمتی است بزرگ داند آن کس که نیک و بد داند
قرنهاست گلها و گیاهان دارویی عامل مهمی در درمان بیماری و تکمیل تندرستی ما هستند. حیوانات با غریزه ی طبیعی خود آموخته اند که چه گیاهی به درد می خورد و کدام گیاه دارویی است که مثلا در ثقل معده درمان موثری است و درد را شفا می بخشد، چنانکه امروز هم گربه ها و هم سگ ها وقتی احتیاج به درمان درد خود دارند در باغچه گیاه مخصوص خود را پیدا کرده و می خورند. در ایران کوه های سربه فلک کشیده، دشتهای وسیع و دره های عمیق، محل پرورش بهترین گیاهان دارویی بوده است و امروز هم بهترین گیاهان دارویی دنیا بدون هیچ اغراق و مبالغه گویی در سرزمین ما می روید و تازه به فکر افتاده ایم که از وجود گیاهان به طریق علمی و عملی استفاده کنیم.
در سالهای اخیر در اثر کتابهای بهزیستی و درمان طبیعی که چاپ و منتشر شده، استقبال عمومی از گیاهان وگلهای شفابخش شروع شده، زیرا گلها و گیاهان قرنهاست بیماریها و امراض را در انسان و حیوان و نباتات و هر موجود زنده ای معالجه و درمان کرده و شفا بخشیده است. حتی امروز هم اگر به کارخانه هایی که محصولات دارویی و آرایشی طبق علوم جدید تهیه می کنند وارد می شویم، می بینیم که تمام داروهایی که برای بدن بیمار، تهیه می شود اعم از مایع و جامد اساسشان گیاهان دارویی، مواد معدنی طبیعی و یا اعضای مختلف بدن حیوانات است.
مهمترین قسمتی که در بازدید از این گونه کارخانه ها توجه ما را جلب می کند قسمت گیاهان دارویی است که از آن استفاده های مختلف می شود و اساس معالجه با امراض را دربر می گیرد.
گیاهان دارویی برعکس داروهی شیمیایی اگر به مقدار اضافی و یا اشتباه در مورد مصرف هم استعمال شوند خطری ندارند و برعکس داروهای شیمیایی عکس العمل مسمومیت دربر دارند که در بسیاری موارد بسیار خطر ناک و وخیم است و گاهی موجب مرگ مصرف کننده می شود. با توجهی که بعد از انتشار کتابهای بهزیستی، و ردمان طبیعی با گاها و گیاهان شفابخش، مردم و مقامات دولتی کردند امروز در بیشتر فروشگاها و عطاری های تهران و شهرستانها، گلها و گیاهان دارویی بسته بندی شده و به معرض فروش و استفاده ی عمومی قرار گرفته است.
در کردستان به دلیل کوهستانی بودن و وجود مواد آلو و معدنی فراوان و آب و هوای سازگار با بیشتر گیاهان، تعداد گونه های گیاهی در این مناطق فراوانند.
در این جا با بعضی از اسامی گیاهان دارویی مناطق کردستان(به زبان کوردیش) آشنا می شوید(به ترتیب حروف الفبا)
1. ئه سپه ن
2. بامیه
3. بوژانه
4. به له ک
5. بیبار
6. بی
7. باینجان
8. به له ک
9. پیکول
10. پیاز
11. پیزل
12. توو
13. توفه ره نگی
14. تورگ
15. تری
16. جاوشیر
17. خوژه
18. خاکشیر
19. خشیل
20. چنوور
21. چه قچه قه
22. دارگه زو
23. دارسماق
24. دار قهیسی
25. ریحانه
26. ره زله
27. ره شه بی
28. ریواس
29. زهرده بی
30. ژاله
31. سی په ر
32. سیاوله
33. سیر
34. شیرین شاته ره
35. شه س په ر
36. شملی
37. شنگ
38. قامیش
39. قه سوان
40. قاقلی
41. قامام
42. که رته شی
43. که رکول
44. که ما
45. کوزه له
46. کاشمه
47. گه ون
48. گویژ
49. گیاژار
50. گوزربان
51. گه زه نه
52. گه نمه شامی
53. لو
54. مه رزه
55. مله گه وی
56. نوک
57. نیسک
58. وینجه
59. هه شتالو
60. هه نجیر
61. هه ریز
62. هه زبی
خصوصیات تعدادی از گیاهان دارویی برای مثال:
(به ترتیب حروف الفبای زبان کوردیش)
1. بامیه(بامیه) Gombo-Musk seed
کتاب انتاکی خواص زیر را برای بامیه برمی شمرد
• ملین و مدر و منضج اخلاط و مایعات درونی.
• دافع دردهای روده و شکم.
• بادشکن قوی و دافع بادهای مغز و ریه.
• دوست معده و تصفیه کننده ی صفرای سوخته در خون.
• دافع سنگ مثانه و سنگ صفرا و سوزش ادرار(100گرم در 250ccدر آب جوشانده به مدت 4 روز)
بامیه را بیشتر همراه غذا می خورند ولی بعضی از بیماریها می توان آنرا جوشاند مثلا اگر بامیه را با نعنا و مرزنجوش(هرکدام100گرم) جوشانده و 3 تکرار کنیم صفرای سوخته ی خون و سوزش بول(ادرار) را برطرف می نماید. جوشانده ی با گل گاو زبان درد سینه را برطرف می کند(هرکدام100گر)
2.پیکول(خارخسک) Caltrops
دارویی بهتر از خارخسک برای کمر درد موجود نیست و این فرمایش ابن سینا است(50گرم در cc250 آب به مدت سه روز) همچنین اگر خارخسک را با پرسیاوشان و سیاه دانه و زنیان و رازیانه و کاکل ذرت (هر کدام 100گرم) مخلوط کرده و کوبیده هر روز یک بار و هر بار یک قلشق غذا خوری در cc500 آب جوشانده و5 روز مصرف نمائیم معالج سنگ کلیه و مثانه و پشت درد و سستی اعضا می باشد، رازی می فرماید اگر خارخسک را کوبیده و با سیاهدانه و زنیان کوبیده(هرکدام100گرم مخلوط کرده) و رد نیم کیلو عسل ممزوج نمائیم و هر روز یک قاشق غذا خوری مصرف نمائیم علاج زخم معده وروده است همچنین اگر خارخسک را با تخم هویج و شیر خشک و تخم خیار (هرکدام 100گرم) کوبیده و آبش را کشیده و ناشتا مصرف کنیم دفع یرقان و سرخک می کند میوه های خارخسک را اگر جوشانده(5گرم در 2 لیوان آب)و آب آنرا بنوشیم برایتصفیه خون واعمال کبدی و ضد عفونی کردن مجراهای ادراری مفید و مجرب است. در شرق مریوان ناحیه تیژتیژ را آنتونیوس رومی در کتاب دفاع اشکانیان(pakle) یعنی خار 3گوش می خواند که به کردی [پیکول] گویند چون معدن سنگ چاقو تیز کن داشته و دارد و این بدان معنی است که اولا این مکان خارخسک زیاد داشته و ثانیا این گیاه مثل اشیاء تیز دافع اخلاط فاسد بدن است.
3.توفه ره نگی(توت فرنگی) Common strawbrrry
توت فرنگی سرشار از ویتامین های ب و ث«BوC» قند و سلولز، مواد چربی و آلبومینوئید، دارای آهن، فسفر، منیزیم، پتاسیم، سدیم، سیلیس، ید و برم هم می باشد.
توت فرنگی به عنوان ظریفترین میوه ها معذفی شده است و بی اندازه مقوی، خنک، ادرار آور و تصفیه کننده خون می باشد.
این میوه را نه تنها بعد از غذا، به عنوان دسر می توان خورد بلکه اگر آن را پیش از غذا بخورند اشتها آور است.
چون قندی که در توت فرنگی وجود دارد از انواع سلولز است برای اشخاصی که بیماری قند دارند مفید است بدین جهت مصرف توت فرنگی را به افراد دیابتی توصیه کرده اند.
توت فرنگی دارای موادی است که املاح معدنی را زیاد کرده و بدن را تقویت می کند. مصرف آن را برای اشخاصی که ضعیف هستند و یا مسلول شده اند تجویز می کنند.
این بیماران اگر هر روز به مقدار کافی توت فرنگی مصرف کنند علاوه بر جذب املاح معدنی لازم ویتامین ث را نیز مصرف خواهند کرد و این ویتامیندر توت فرنگی به مقدار کافی وجود دارد.
املاح معدنی توت فرنگی، مقدار زیادی اسید سالیسیلیک در خود نهفته دارد که بر روی کبد و کیسه مثانه، کلیه ها و مفاصل، عمل قابل توجهی دارد، به همین جهت است که آن را یه بیمارانی که درد مفاصل، رماتیسم، سنگ کلیه، مسمومیت و درد کبد هستند و یا کسانی که صفراوی و دموی می باشند توصیه می شود.
4.خوژه(سریشم) Giant Asfhodell
از تیره ی لاله بوده که گلهای خوشه ای و غده ای دراد با برگ های دراز و سبز رنگ آن برای خوراک مصرف شده ولی ریشه اش به عنوان چسب به کار می رود. سریش چون دارای مواد لعاب دار است در کتاب قانون برای رفع آرتروز و انواع استخوان درد مفید دانسته شده اگر آن را با گل بابون بجوشانیم، مصرف آن برای دفع کرم های روده و معده و دفع یبوست مزاج مجرب و آزموده است. در کتاب تقویم الابدان بورانی و جوشانده ی گیاه سریشم را با سیر برای رفع لقوه یا کجی دهان و دیگر اعضا م<ثر می داند. طریقه ی مصرف 100گرم از برگهای گیاه را در یک لیتر آب جوشانده و بمدت 5روز مصرف نمائیم و از کوبیده ی ریشه ی سریش گرد(پودر) چسپنده ای بدست می آید که به سریشم معروف است و به جای چسپاندن اشیاء به جای چسب از ان استفاده می کنند. در کردستان آن را [خوژه] می گویند که یک کلمه ی اصیل اشکانی است و به منی دافع ورم های داخلی بدن می باشد.
5.چه ق چه قه(کاسنی) Endive- chicory
کاسنی برای تصفیه خون و انواع جوشهای پوست و صورت کاربرد دارد، برای آماده کردن باید 200گرم کاسنی را کوبیده و هر روز صبح یک قاشق غذا خوری را در cc500 آب جوشانده و مصرف نمائیم. همچنین ریشه ی کاسنی برای رفع تب و قولنج موثر است.ابو علی سینا می فرماید: برای امراض یرقان و کم شدن چربی خون جوشانده ی کاسنی با گل سرخ موثر است(هرکدام 150گرم مخلوط کرده و در cc500 آب یک قاشق غذا خوری می جوشانیم)از ریشه ی کاسنی برای دفع مرض قند و اوره ی خون استفاده می کنند. 2 ریشه این کوچک در یک لیوان آب جوشانده شود. این گیاه مدر و معرق و تب بر است.
6.ریواس(ریباس) Currant Fruited Rhubard
ریواس مقوی معده و جگر را از گرمای زیاد مصون می دارد، شیره ی ان را اگر با گل بنفشه و گیاه شنگ بجوشانیم برای دفع سنگ صفرا و سنگ مثانه مفید و آزموده است، صاحب تحفه ی حکیم می فرمایید، اگر شیره ی ریباس را با شیره ی گل بابونه به نسبت های مساوی مخلوط کرده و هر روز ناشتا یک استکان به مدت 5 روز بنوشیم بادهای غلیظ سوادوی و صفراوی معده را برطرف می کند و تیرگی چهره را می زداید همچنین جوشانده ی گل ریواس و شستوشوی موها با آن موجب رشد مو و مانع ریزش مو می گردد. اگر شیره ی ریواس را جوشانده(100گرم در cc500 آب به مدت 5 شب) برای تقویت اعصاب موثر است و ضد ناراحتی کبدی است.
7.سیاوله(سیاه دانه) Black cummin Corn cockle-
کوبیده ی 100گرم سیاه دانه و با سرکه مخلوط کرده و محل زگیل مالیدن، باعث دفع انها می شود، اگر سیاه دانه را با تخم شوید و تخم گشنیز(هر کدام 100گرم)مخلوط کرده و هر بار یک قاشق غذا خوری در cc500 آب جوشانده و مصرف نماییم برای دفع ورم معده و روده و خونریزی معده بسیار مفید است، شیخ ارئیس می فرماید: کوبیده شنبلیه و سیاه دانه (هر کدام 100گرم)و هر بار قاشق غذا خوری در پنج 5 لیتر دوغ ریختن، باعث دفع زخم معده و سنگ های مثانه و صفرا و رفع یرقان می گردد. این گیاه حاوی ماده دکلونیدنی و قند و مواد صمغی و روغن است. اگر سیاه دانه را با رازیانه کوبیده و با ریزه ی سیاه کوبیده(هر کدام 100گرم) مخلوط کرده و هر بار یک قاشق غذا خوری روی غذا بریزیم برای تقویت بینایی و دفع بادهای معده بسیار مفید دانسته شده. این گیاه ضد انگل های روده و معده بوده و مسهل و ضدنفح و زیاد کننده ی شیر مادران است. برای دفع انگل 3 شب سیاه دانه را با تخم شلغم(هرکدام 5گرم)در یک قاشق چای خوری روی غذا بریزیم یا برای رفع انگل 3 شب سیاه دانه را با تخم شلغم در یک لیوان اب می جوشانند. این گیاه زیاد کننده شیر مادران و ضد مسمومیت است که بهتر است در دوغ و ماست خیسانده مصرف شود.
8.قه سوان(پسته وحشی) turpentine
انواع متعدد هم دارد که در دریای مدیترانه نوعی از پسته وحشی به نام مصطکی وجود دارد که از صمغ آن به نام مصطکی برای تقویت لثه و خوشبویی دهان استفاده می کنند و در یونان وجود دارد و در ایران نیست، پسته وحشی از کردستان گرفته و زاگرس و شیراز گرفته یا بختیاری و لرستان دیده می شود و از تیغ زدن آن شیرابه یا صمغ سقز یا به کردی ویژه ن می گیرند که در صنعت دارو سازی کاربرد زیادی دارد و ابوعلی سینا می فرماید: بهترین درمان زخم معده و روده صمغ خام سقز به مدت 10روز است که بای هر روز ناشتا به اندازه فندق صمغ سقز را با خاکه قند مخلوط کرده و قورت بدهیم. همچنین برای دفع یبوست های مزمن و بواسیر رازی می فرماید: صمغ کردی سقز را اگر هر شب هنگام خواب یه اندازه یک فندق قورت داده و تا 15 روز ادامه بدهیم دفع مرض می کند و برای تقویت حافظه و دفع فراموشی در کتاب انتاکی می فرماید: باید در ناشتا صمغ خام سقز یا ویژه ن را با کندر و مصطکی ساییده(هرکدام 50 گرم)و با کنجد مخلوط کرده و یک قاشق غذا خوری مصرف نماییم.
9.کوزه له(شاهی) Cress
شاهی یا ترتیزک دارای گلوکزید مهمی به نام ترپئولوزید است. این ماده یر اثر تجزیه سنه ول بنزیلیک بوجود می آید.
شاهی اثر ضداسکوربوت قوی دارد. در حالت خام در سالاد و یا با اغذیه بصورت سبزی خوردن مصرف می شود. به عنوان اشتها اور، مدر و تصفیه مننده خون به کار می رود. از شیره گیاه و یا خیسانده آن در شرای به عنوان مدر در آب آوردن، خیز عمومی بدن و غیر استفاده به عمل آمده و نتیجه مفید حاصل شده است.
از دانه آن در بعضی از کشورها مانند حبشه نوعی روغن استخراج می شود.ترتیزک در نواحی مختلف ایران پرورش می یابد و چون به نحوی که ذکر شد، گیاهی است که از محیط کشت تدریجا دور می گردد از این نظر به حالت نیمه وحشی در اطراف آبادی ها ، کنار جاده ها، گودال ها و . . . نیز مشاهده می شود.

منبع هر دو قسمت:اینترنت
| کیهان کرمانشاهی | |
|---|---|
| اطلاعات هنرمند | |
| تولد | ۱۳۴۲ تهران |
| ملیت | ایران |
| فعالیت(ها) | نوازنده |
| ساز(ها) | کمانچه و سهتار |
| وبگاه | |
کیهان کلهر کرمانشاهی، (۱۳۴۲)
رشته تحصیلی:موسیقی،فارغ التحصیل آهنگسازی از دانشگاه کارلتن اتاوا کانادا.
نوازنده ایرانی کمانچه به عنوان ساز تخصصی و سهتار به عنوان ساز دوم . دو اثر وی در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزه گرمی شد.

کیهان در سال ۱۳۴۲ شمسی در خانوادهای کرمانشاهی و موسیقیدوست در تهران چشم به جهان گشود. کار موسیقی را از پنج سالگی به صورت آزاد شروع کرد. دوازده ساله بود که به صورت حرفهای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد.
کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری «چاووش» همکار بود. در هفده سالگی مقیم ایتالیا شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی کانادا شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتن اتاوا فارغالتحصیل شد.

کیهان کلهر در چند سخنرانی و مصاحبه مجموعه جاده ابریشم انگیزه و الگو خود را در نوازندگی کمانچه زنده یاد استاد علی اصغر بهاری نام برده است. برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانیها تلاش بسیاری کرده است، همکاری وی با هنرمندان هندی از جمله «شجاعت حسین خان» (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویو ما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک وی را به هنرمندی جهانی تبدیل کرده است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانیها دارد.او معتقد است: «موزیسین ، موسیقیدان یا موسیقیشناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.»

اساتیدی از «کیهان کلهر» به عنوان جهانی ترین مرد موسیقی ایران یاد کرده اند. وی مدتها عضو گروه دستان بود و در کنسرتهای این گروه به همراه استاد شهرام ناظری به نوازندگی و تنظیم پرداخت. از میان این آثار می توان به سفر به دیگر سو و دو اثر دیگر که در ایران انتشار نیافته اند اشاره نمود. پس از جدایی از گروه دستان و آغاز فعالیتهای مستقل با موسیقیدانهای خارجی، با همکاری اساتید گرامی محمد رضا شجریان و حسین علیزاده آثاری شایسته را پدید آورد که شامل پنج آلبوم زمستان است، بی تو به سر نمیشود ، فریاد ، ساز خاموش و سرود مهر می شوند.




وی همراه با نوازندهٔ باقلاما از ترکیه اردال ارزنجان کنسرتهایی را هم در مناطق مختلف جهان در حال اجرا دارد و آلبومی نیز با این نوازنده ترک به نام The Wind در شرکت ECM ارائه کرده است. کلهر همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۸ میلادی کنسرتی را به همراه کوارت زهی بروکلین رایدر در شهر نیویورک به روی صحنه برد که در آن قطعاتی از آلبوم شهر خاموش نواخته شد.

دیدار بامدادی (با تنبک پژمان حدادی)



خاطرات حسین علیزاده از آشنایی با کیهان کلهر: یادم می اید اولین بار نوازندگی ایشان را وقتی بسیار کم وسن سال بودند، در گروهی دیدم.در میان اعضای ان گروه اقای کلهر و نوازندگیشان واقعا برجسته تر بود. دیدم نوازنده ای انجا نشسته که مجنون وار ساز می زند و انگار با سازش یکی شده است. کیهان کلهر اصلا خود را به فرمول ها و شیوه های دیکته شده نوازندگی پایبند نمی کند و اساسا نوازنده ای است که به خود و سازش،فرصت آزاد شدن از این قید وبند ها را می دهد.به معنای کامل کلمه ،با سازش پرواز می کند.

جدا از تکنیک بالای او در نوازندگی،یکی از ویژگی های برجسته کلهر ،حرکات دلنشین با سازش است که ضمن طبیعی بودن ،برای اجرای زنده بسیار مناسب و دیدنی است. هم محتوا دارد و هم تکنیک و هم تماشایی است . تکنیک کمانچه کلهر، واقعا متفاوت است و او خود را به شیوه های سنتی نوازندگی و جملات کلاسه بندی شده و نگاه های تک بعدی به کمانچه محدود نکرده است.یعنی به خود نمی گوید که چون سازم ساز سنتی ایرانی است پس باید تنها به یک شکل وشیوه به ان بنگرم. او در این ساز ایرانی، ایران را با تمام فرهنگ هایش در نظر گرفته است و سازی چون کمانچه را که اتفاقا در بافت های مختلف فرهنگی بستر دارد با همین دیدگاه نواخته است.

حسین علیزاده، کیهان کلهر اساتید موسیقی ایران و چند نوازنده دیگر از 16 بهمن ماه1388 در 15 شهر کانادا, امریکا و اروپا کنسرت میدهند.کنسرت کلهر در آمریکا

منبع:اینترنت و ویکی پدیا
شرحی بر لیلی و مجنون نظامی کوردی تبار
(نکته:شرح احوال کوتاهی از نظامی نیز در پستهای قبلی این وبلاگ گذاشته شده است)

لیلی و مجنون داستانی ایرانی است که حقیقت یا افسانه بودن آن جای بحث بسیار دارد.شعرهای زیادی در وصف لیلی و عشق سوزناک او وجود دارد، که به مجنون یا قیس عامری نسبت میدهند.داستان لیلی و مجنون در ادبیات فارسی نیز مشهور بودهاست، تا اینکه در سال ۵۸۴ هجری قمری «حکیم جمال الدین ابومحمد الیاس بن یوسف» معروف به نظامی گنجوی(کوردی تبار) آن را به عنوان سومین گنج از پنج گنج خود به نظم میآورد. این داستان جز جانمایهٔ آن، بیشترش آفریدهٔ ذهن خلاق و طبع موزون استاد بزرگ (نظامی) است و آنچنان در ادبیات فارسی و کشورهای همسایه مورد توجه قرار گرفتهاست که پس از او ۳۸ شاعر فارسیزبان،به تقلید از نظامی، این داستان را به نظم آوردهاند.

مثنوی لیلی و مجنون شامل ۴۵۰۰ بیت است، که به سال ۵۸۴ به نام شروانشاه ابوالمظفر اخستان سروده شدهاست.در این مثنوی داستان پر سوز و گداز عشق مجنون (قیس عامری) از قبیله بنی عامر و لیلی دختر سعد به رشته نظم درآمدهاست که از داستانهای مشهور عامیانه (فولکلور) پیش از اسلام میباشد.
منبع:اینترنت
خاننده -بازیگرHülya Avsar
هولیا افشار بسال 1963 در بالیکسیر در خانواده ای کردی تبار متولد شد.او بدنبال فارغ التحصیلی از دبیرستان جمهوریت آنکارا در کلوب اداره کل دولتی آب به ورزش شنا پرداخت .بسال 1982 راه استانبول را در پیش گرفته و با شرکت در مسابقه ملکه زیبائی روزنامه بلوار مقام اول را از آن خود ساخت . هولیا افشار در موازات بازیگری در فیلمهای تبلیغاتی متعدد در بیش از 70 فیلم عهده دار نقش اول گردید . افشار بعد از تحصیل در رشته موسیقی فعالیتهای هنری خود را با موزیکالها ، کنسرتهای داخل و خارج کشور و تهیه 6 آلبوم ادمه داد . او در حال حاضر بهمراه اجرای Hülya Avşar Show در کانال شو تی وی در فیلمهای تبلیغاتی نیز شرکت جسته و سردبیری مجله ای بنام Hülya را نیز بر عهده دارد . هولیا افشار به ورزش تنیس علاقه خاصی داشته و در عین حال به انجمنهای بسیاری کمک میکند .

مطالبی در موردحولیا افشار(عایشه) (نشریه افتخار----مهر و آبان 87)
هولیا افشار در مورد عشق خود سخن گفت:


هولیا افشار یکی از هنرمندان با تجربه و سرشناس عرصه موسیقی و سینمای ترکیه است که تا کنون در بسیاری از فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی در نقش اول زن بازی کرده و با ارائه بهترین آلبوم های موسیقی در زندگی کاری خود به موفقیت فراوانی دست یافته است . ولی هولیا افشار این موفقیت را در زندگی خصوصی خود نتوانست به دست آورد و سال گذشته بعد از چندین سال زندگی دشوار از همسرش جدا شد و هم اکنون با شخص دیگری به نام سادتین ساران رابطه عشقی دارد .
افشار در مصاحبه ای که هفته گذشته انجام داده بود در مورد زندگی خصوصی خود بیان نمود که در گذشته زندگی بسیار سختی را پشت سر گذاشته بود و حس زن بودن خود را فراموش کرده بود ولی هم اکنون در رابطه عشقی جدیدش بسیار خوشبخت است و احساس می کند که حامی در پشت خود دارد و می تواند به آن تکیه کند . و این عشق بار دیگر در او چراغ خوشبختی را روشن میکند.


نظر ابراهیم تاتلیسس در مورد هولیا:
هنوز هم بعد از دیدن هولیا افشار ، بدنم به :لرزه درمی آید همانگونه که همه می دانند امپراطور ترکیه ابراهیم تاتلیسس و هنرمند زیبای ترکیه هولیا افشار در سنین جوانی فیلم های سینمایی بسیاری را در نقش های اول زن و مرد با یکدیگر بازی کرده اند و از همان روزهای نخست ، تاتلیسس عشق بزرگی را نسبت به هوالیا افشار حس می کرد که در سال های اخیر امپراطور باردیگر احساسات خود را نسبت به این عشق بیان می کند . ابراهیم تاتلیسس که در شب عید فطر کنسرت باشکوهی را اجرا کرد ، صحبت کوتاهی نیز با رسانه ها داشت : هولیا انسانی است که 25 سال پیش با او آشنا شدم و از همان روزهای اول با او دوستی صمیمی بودیم که نسبت به او احترام خاصی قائل هستم . هر جایی که هولیا را ببینم ، هنوز هم بدنم به لرزه درمی آید ، هیجانی می شوم و تپش قلبم چندین برابر می شود . هم اکنون نامزدی دارد و نمی خواهم او از این صحبت های من برداشت بدی کند . برای شما هم یک رازی را بازگو کنم ، تنیس را من به هولیا آموختم ، اولین باری را که راکت تنیس را در دست می گرفت ، بسیار دیدنی بود ، چه کسی می دانست که روزی یکی از حرفه ای ترین آن ها شود.






منبع:اینترنت
نکته:در اینجا فقط یک خلاصه گویی کوتاه شده است.
نکته:متئسفانه هنوز سایتی مناسب در اینترنت از فرش ها و دیگر بافنده گی های و صنایع دستی و دیگر اقسام هنری تبار کوردیش (اولین بافنده گان فرش و موارد متعدد دیگر)گذارده نشده تا به آن رجوع شود و به این دلیل فقط ناچاریم توضیح دهیم و تصاویری خلاصه و اندک بگذاریم.
همانطور که میدانیم تبار کوردی ،معروف ترین و ماهرترین و اولین بافنده گان در جهان هستند،و بوده اند و خاهند بود.بافته هایی از قبیل فرش،گلیم،قالی،جاجیم و...
همچنین در صنایع دستی و...دیگر عرصه ها فرهنگی...هنوز هم اسناد و مدارک تاریخی و فرهنگی و باستانی و...به جا مانده است و نشان میدهد که چه دوران مشقت باری برای خلق هنر بافنده گی و صنایع دستی و ...طی شده است.البته بافنده گی ابتدا از فرش شروع نمیشود و بلکه از بافنده گی های کوچکتر و سپس به فرش رسیده است. تمام این هنر ها به صورت دستی و نه ماشینی هستند که در تاریخ رفته رفته به دیگر نقاط دنیا نیز گرایش یافتند.موضوعی که همواره مورد نظر است اتفاقات و رودادهای اجتماعی و تاریخی ست.
-----------------------------
قدیمی ترین فرش جهان:
قالی پازیریک (به انگلیسی: Pazyryk Rug) قدیمیترین فرش دنیا است که در سال ۱۳۲۸ (۱۹۴۹) توسط سرگی رودنکو، باستانشناس روس در دره پازیریک در کنار اشیاء باستانی دیگری در در گور یخزدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی کشف شد.
دره پازیریک درهای کوچک در شمال کوهستان آلتایی (در جنوب سیبری مرکزی و در ۷۹ کیلومتری مرز مغولستان) است.( که در حملات متعدد به آنجا برده شده است)
قالی پازیریک یک قالی پشمی با رنگهای زندهاست. این فرش چهارگوش تقریبا مربع بوده و ابعاد آن ۱٫۹۸ در ۱٫۸۹ متر است. نقشهایی که در آن دیده میشود شامل تصویر سوارکاران، آهوهای در حال چرا کردن و جانوران افسانهای با سر عقاب و بدن شیر است و حاشیهای گلدار دارد. سرگی رودنکو پس از بررسی ساختار فرش و نگارههای آن متوجه شباهت زیاد نقشمایههای این فرش با نقش برجستههای تخت جمشید شد. (اوپی، ص ۲۶، ۲۸) و بیشتر پژوهشگران این قالی را از دستبافتهای پارت ها و مادها میدانند. اما همچنان درباره تاریخچه حقیقی این فرش نظریههای متفاوتی ارائه شده است که بیتاثیر از جریانهای سیاسی بهویژه ایرانستیز نبوده است.(حقیقت این است که مادها ماهرترین مردم و اولین مردم در فرش بافی بوده اند)
نتایج آزمایش رادیواکتیو قدمت گورهای دره پازیریک را تا قرنهای پنجم و چهارم پیش از میلاد نشان دادهاست(یعنی زمان مادها)

-------------------------
قالی و گلیم:

(نمونه ای از بافنده گی کوردیش-سنندج)
قالیبافی:
قالی بافی در کردستان بسیار رایج است و نام کردستان همیشه مترادف با مهمترین قالی های دستباف بوده که با کمال ذوق و سلیقه پدید آمده است و قالی افشار و سنندج و بیجار و بوکان امروز شهرت جهانی دارد و به تحقیق یکی از پرارزش ترین فرشهای ایران است.
بیشتر طرح های مورد استفاده قالیبافان در کردستان طرح های شکسته بوده است و بندرت از طرح های دیگر استفاده می شود. از میان این طرح ها می توان به طرح ماهی درهم (هراتی)، ریزماهی نقش بته ای, گل وکیلی, گل میرزاعلی, گل مینا و شاخ گوزن و میناخانی اشاره کرد.
نقش ماهی درهم (هراتی), در بین طرح های کوچک (تکرار شونده) ایران ظریف ترین و زیباترین طرح بشمار می رود. طرح هراتی, طرحی ماهرانه و در عین حال ساده است که حاکی از رعایت موازین و قیود و زیبایی و ظرافت و ذوق و سلیقه ایرانی است.
نقش بسیار ریز ریزماهی درهم که از آن ریزتر غیرممکن است, به خرده ماهی نیز معروف است. در این طرح، گلهای بسیار ریز, اضلاع چهارگانه لوزی را تشکیل می دهند که اکثراً گل هشت پری را دربردارد.
نقش بته ای نیز یکی دیگر از نقوش رایج بعد از هراتی است که از روزگار قدیم, تقریباً در همه انواع دستبافت ها, بخصوص ترمه, قالی, قلمکار متداول بوده است و از حدود شصت گونه نگاره بته ای متداول در قالی بافی ایران تعدادی نیز در سنندج مورد علاقه بافندگان بوده و آنها را با حالات مختلف می بافند. از انوع بته می توان جقه خرقه ای, جقه (سه گره ای), جقه زمردی, جقه دو گره, جقه ریز, جقه توپی (هشت پر) را نام برد.
از طرح های بته ای بسیار زیبایی است که در سنندج معروف به جقه چارکی است. این نقشه معمولاً در قالی هایی با ابعاد بزرگ بافته می شود. حد فاصل جقه های بزرگ, جقه های کوچک و گلهای ساده است که بسیار ماهرانه بافته می شود.
این نوع جقه برای قالی هایی با ابعاد 3×2 مترمربع مناسب است و منظور از سه گره اندازه طول جقه است. (هر گره 5/7 سانتیمتر). درفاصله جقه ها بندهای ساده و گلهای کوچک قرار می گیرند و نیز داخل جقه ها اشکال مختلفی پر می شود.
همان جقه سه گره ای است, با این تفاوت که نوار سبز رنگی دور تا دور شکل جقه را می گیرد و دایره های کوچکی در فواصل منظم بر روی این نوار قرار می گیرد, در این حالت دایره ها زیبایی خاصی به فرم جقه داده و آن را خوشرنگ می کنند.
این طرح را به دو گونه می بافند. در جقه های دو گره ای بر حسب سلیقه بافندگان عرض جقه تغییر می نماید ولی طول آن بندرت تا 2 سانتیمتر تغییر می کند.
این جقه بخصوص اندازه پشتی بوده و در اندازه های دیگری کار نمی شود و حالت خاص خود را دارد و قسمت داخل جقه ها را بوسیله گل سرخ پر می کنند.
این طرح به وسیله ترکیب کردن هشت عدد جقه دو گره ای با یکدیگر به وجود می آید و قاعده جقه ها به واسطه یک لوزی به هم وصل شده اند و در نهایت به شکل یک دایره می رسند و به این دلیل آن را جقه توپی می گویند. این نقش در اندازه های مختلف بافته می شود ولی در قالی های دو گره ای جلوه خاصی دارد.
یکی از معروفترین نقشه های مختص سنندج "گل وکیلی" است که در دیگر مناطق بافته نمی شود. در مورد قدمت این طرح می توان به نمونه ای که در موزه فرش (تاریخ بافت آن به اواسط قرن سیزده هجری قمری می باشد.) اشاره کرد.
گل میرزاعلی, یکی از نقشه های «گل فرنگی» سنندج است. انواع متعددی از گل فرنگ در سنندج بافته می شود که به نامهای گل و بلبل عروس و داماد, گل و عروس نامیده می شود و امروزه نسبت به اوایل رواج آنها کمتر بافته می شوند.
شاخ گوزنی (یحیی چلمی):
این طرح که دو نمونه از آن در موزه فرش تهران نگهداری می شود از جمله نقش های سنندج بوده و مختص سنندج است. علاوه بر نقشه هایی که شرح داده شد, نقشه های دیگری چون گل چینی و گل جرسه را نیز می توان نام برد.
گلیم:
مبدأ مشهورترین گلیم های کردستان, سنه است که در حال حاضر شامل سنندج و اطراف آن می شود. این منطقه از مراکز مهم تولید قالی و گلیم های کردستان به شمار می آمده است.
سنه از زمان سلطنت صفویان پایتخت کردستان بوده است و تأثیر صفویان در گلیم های به جای مانده از قرون هجدهم, نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وضوح دیده می شود. گلیم های قبایل سنجابی و جاف تحت تأثیر آویزهای زربافت و قلاب دوزی شده صفوی است. گلیم های سنه چه از نظر فنی و چه از لحاظ زیبایی شناسی با دیگر گلیم هایی که توسط قبایل و چادرنشینان کرد بافته شده, تفاوت دارد. در بافت آنها نوعی ذوق هنری دیده می شود و بیش از گلیم های دیگر به فرش های گره دار ایرانی شبیه است.
به طور کلی گلیم ها را از نظر ترکیب بندی می توان به سه دسته تقسیم کرد:
1- تکرار مکرر طرح های گل دار و یا یک طرح گل دار که از میخ یا داربستی آویزان شده و توسط حاشیه ای باریک و یا مجموعه ای از حاشیه ها احاطه شده است. نگاره ها شامل برگ, پیچک, ساقه و گل است.
2- در این گروه گل ها ظریف تر شده و ترنجی مجزا در مرکز آن قرار دارد. طرح این گلیم ها بسیار شبیه قالی های گره داری است که تجار فرش تهران به آن «براتی» می گویند. براتی مضمونی پیچیده و مرکب از گل های کوچک, بته و کندوی عسل است که تصویر یک باغ را به یاد می آورد.
3- سجاده هایی که به علت داشتن محراب پیازی شکل از سجاده های دیگر کشورها متمایزند.
اندازه بافت گلیم ها اکثراً کوچک است, اما بعضی از آنها بزرگ و تقریباً مربع شکل است. این گلیم ها اکثراً دارای بافت هایی چاک دار است, اما اضافه کردن پودهای ضمیمه و پودهای منحنی از مشخصاتی است که معمولاً در دیگر گلیم های کرد یافت نمی شود.
رنگ ها غالباً آبی, قرمز و سفید است و گاهی از رشته های فلز نیز در آنها استفاده شده است. تارها معمولاً نخی است و تارهای پشمی به ندرت در آنها به کار می رود. پودها غالباً از رشته های بلند پشمین, فلزی, ابریشمی و اخیراً پلی کروم ابریشمین درست می شود. ریشه ها را که امکان صدمه دیدن آنها بسیار زیاد است, به شکل دسته تارهای گره دار می بندند و اگر به اندازه کافی بلند باشد, مجدداً گره خورده و به شکل توری و شبکه درمی آورند.
گلیم های سنه به خاطر ظرافت و زیبایی خود شهرت خاصی دارد. در ده ساله اخیر, با این که از ظرافت سابق آن کاسته شده, اما هنوز دارای کیفیتی مطلوب است. بعضی از گلیم های سنه در گذشته توسط خانم ها به صورت دیوار آویز یا پوشش مخصوص در حمام به کار می رفته است. گلیم های سنه, گلیم های بسیار نفیس است که ارزش واقعی آنها توسط کلکسیونرها در مزایده های دهه 1950 و 1960 م شناخته شده است.
گلیم های بیجار :
بیجار که یکی از شهرهای تجاری حاشیه ای کردستان است, دارای گلیم مخصوص به خود است. بعضی از این گلیم ها نسخه های ساده گلیم های سنه با پشم زبر و رنگهای تند است و بعضی دیگر دارای بافت های چاک دار پشمین و تارهای نخی است. گلیم های بیجار معمولاً طویل و باریک است و در آن از ترنج های رنگین مثلثی و یا لوزی شکل استفاده می شود. بیشتر گلیم های منطقه دارای دو حاشیه بوده و از دیگر ویژگی های بعضی از گلیم ها, بافت انسان و حیوان در متن یا حاشیه های آنها است. طرح حیوانات نیز در متن این گلیم ها, اهمیت گله های گوسفندان و بزها را نشان می دهد. که به عنوان ثروت قابل حمل به آن تکیه می کنند. البته حیوانات دو سر از ویژگی کارهای تزئینی کردها, من جمله در کیف ها است.
دستبافی:
یکی دیگر از صنایع دستباف کردستان موج بافی است. کردها از موج برای نگهداری رختخواب و وسائل اضافی بهره برداری می کنند و در ضمن به عنوان پشتی هم از آن استفاده می نمایند و زیبایی خاصی به محل زندگی می دهد. تهیه موج که مانند پارچه نازک و لطیف است در اغلب شهرها منجمله سنندج, سقز, بانه و مریوان رواج دارد.
شالیبافی:
شال یک نوع پارچه است که برای تهیه لباس کردی مورد استفاده واقع می شود. دستبافان شال این مناطق با استفاده از پشم بز که در اصطلاح محلی به آن مرز گویند شال را تولید می کنند.
سایر صنایع دستی رایج در استان کردستان را نمدمالی, پولک دوزی و حصیربافی تشکیل می دهد.
مراحل بافت گلیم:(برای مثال)
نخستین مرحله بافت گلیم چله کشی است. برای این منظور بعد از انتخاب دار ابتدا دو رشته طناب با فواصل دلخواه به موازات زیر دار دستگاه گلیم بافی بسته می شود که در اصطلاح چله کشی با عنوان زه دار مورد استفاده قرار می گیرد سپس سر نخ پنبه ای که دارای ظرافت یا ضخامت مورد نظر بوده .و قبلاً به صورت گلوله در امده به منتها اله سمت راست یا چپ زیر دار گره زده می شود آنگاه گلوله نخ را از پشت اولن زه دار و از جلوی دومین زه دار عبور داده و از روی سر دار به پشت می برند و از زیر دار خارج می کنند
بعد از چله کشی نوبت به بستن کجویر شده کجویر گاهی با عنوان کجوچو و کوجی نیز از ان یاد می شود قطعه چوبی استوانه ای شکل به قطر تقریباً چهار سانتی متر و طولی معادل عرض اسمی دار گلیم بافی است
عمل زنجیر بافی در قبل از بافت گلیم صورت می گیرد و به بافنده امکان می دهد تا عمل بافت با سرعت بیشتری انجام گیرد.
بعد از پایان چله کشی لازم است ترتیبی انجام گردد که چله های دوانده شدهدر جای خود ثابت بمانند زیرا در حین بافت به دلیل انکه برای ایجاد تراکم در بافت و بیشتر فشرده شدن پودها بر قسمت بافته شده ضربه وارد می شود و معمولاً بر اساس طرح ضربات دفتین فقط بر چند چله وارد می آید و موجب اشکالاتی خواهد شد ولی پیشگیری از بروز این اشکال مقداری نخ پنبه ای هم نمره با نخ چله را به گونه ای که سطح تمام قسمت زیر دار بپوشاندرا زیر دار می نامند
در سالهای اخیر روش های دیگری معمول شده که روی چله ها مقداری چسب مالیده می شود تا چله ها نتوانند حرکت کنند و در این رابطه روش دیگری قابل اعمال است.
دونمونه از گلیم کوردی:
گلیم هرسین(کرمانشاه):طرح عروسک
گلیم نقش برجسته :طرح جوانرود(کرمانشاه)
----------------------------------------
تولید پارچه های لباس کردی مردانه و فرآورده هایی مانند رختخواب پیچ ، یا موج و جانماز که به روش سنتی تهیه می شود ، حاصل کار جولاها است .
---------------------------------
نمونه هایی از فرش کوردیش:(آثار متعلق به گذشته هستند)

نمونه ای از فرش کوردیش بیجار

نمونه ای بافته های کوردی تبارهای خراسان :


دیدی کلی:(مربوط به گذشته)

نگاهی تلخ به فرش کوردیش به دلیل نبود سیاست فرهنگی و...

نمونه ای دیگر از فرش کوردیش:

و نمونه ای دیگر:

---------------------------------------------------
برای مثال:
صنایع دستی (روستایی)کوردی تبارهای خراسان:

صنایع دستی کوردهای خراسان از تنوع و گوناگونی کم نظیری برخوردار می باشد. با توجه به غنا و تنوع هنرهای دستی مردم این خطه و صنعتگران چیره دست کورد این منطقه، شمال خراسان را بعنوان جزیره صنایع دستی یاد می کنند. با توجه به اینکه به مناطق کوردنشین خراسان نه تنها چندان توجهی نمی شود بلکه به انحاء مختلف تلاش می شود تا آنان را به حقوق اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مدنی خود آشنا نکنند و گاهأ قلم بدستان، روشنفکران و هنرمندان کورد این دیار را تحت فشارهای روحی و جسمی قرار می دهند.
لذا صنایع دستی این خطه چندان مورد پژوهش، مطالعه ،شناسایی و حمایت قرار نگرفته است و بعضأ رفته رفته به ورطه فراموشی سپرده می شوند. دست بافته های کوردهای این دیار، نگارهء ذهن و اشتیاق هنرمندان بافنده است و بافته های "داری " نیز در واقع هنر و ذوق و علاقه فکری کردهای این دیار است که از تنوع بسیار چشمگیری برخوردارند. طرح، رنگ و نقش های دست بافته ها همگی ذهنی است، که ریشه در آداب و رسوم، طبیعت و باورهای اجتماعی و تاریخی بافندگان دارد که خود تنوع، ذوق، هنر، خلاقیت و ابتکار هنرمندان کورد این دیار را می رساند.
با توجه به اینکه حدود 60 درصد نفوس شمال خراسان روستایی و عشایری هستند و به دلیل وجود تنوع آب و هوایی، بافت جمعیتی و جغرافیایی و وجود دام و گیاهان مختلف در دامنه کوهها و کوهپایه ها در سالهای نه چندان دور کارگاههای فراوان رنگرزی، ریسندگی، پشم بافی در شمال خراسان بر پا بود (که هنوز هم بطور پراکنده گاهأ بچشم میخورند). اما به تدریج حمایت نکردن از این صنایع و عدم بازاریابی برای افزایش سود دست اندرکاران و فعالان این بخش، موجب رکود این صنایع شده و بسیاری از آنان را به کنار گذاشتن این هنرها ناگزیر کرده است.
از جمله صنایع دستی کردهای شمال خراسان شامل: سفره کردی، گلیم، زیلو، پلاس (پالس)، فرشهای کردی، فرش نمدی
سفره کردی: یک هنر خاص از بافته های داری منحصر به فرد زنان کرد عشایر شمال خراسان است و بعنوان هنری وصف ناپذیر مطرح است که نمادهای اشتیاقی و ذوق و احساس آنان نسبت به طبیعت و تاریخ قومی و فرهنگی را در خود جای داده است و نقش های بافته شده نشان از عظمت فرهنگ، هنر، باورها، آداب و رسوم، و تاریخ پر فراز و نشیب قومی کردهای این دیار را با خود به یدک می کشد. نمادها در سفره کوردی همگی بیانگر کرامت قومی و احترام به طبیعت است. نگاره و نقوش سفره کردی در واقع نقش های کهنی هستند که در نوع خود بی نظیر هستند. نقشهای بافته شده در این هنر بیشتر حیوان و انسان است، نمادها در سفره کردی بیشتر نماد نوع زندگی و معیشتی و سیستم اجتماعی و فرهنگی کوردهای این دیار را در خود جای داده است.
گلیم کوردی: گلیم کردی نیز از جمله دست بافته هایی است که محققان سابقه هفت هزار ساله برای آن قائلند که از سلسلهء کردی مادها دست به دست و نسل به نسل در سینهء تاریخ حرکت کرده که امروزه نیز کوردهای خراسان این میراث نیاکان خود را خالصانه و جاودانه حفظ کرده اند. طرحهای مندرج در گلیم کردی تأثیر از فرهنگ سنتی کردی و محیط جغرافیایی- طبیعی بافندگان است. بافندگان کورد شمال خراسان برای بافت داری خود از نقشه استفاده نمی کنند و نقشه های ذهنی آنها هر نوع سلیقه ای را ظریفانه در نهایت کشش ارضا می کند.
گلیم و بافته های کوردهای شمال خراسان در زمینه های مختلفی مانند تهیه پشتی، خورجین، پادری و زیلو، رختخواب بند و جاجیم، کوله پشتی (توور/ توربه)، کیف زنانه، جوراب ( بجوولی)، دستکش (لپک)، ساق بند (پیتاو) کاربرد دارند.
توربه کوردی (کیف دستی)

خورجین کوردی
جاجیم کردی: یکی دیگر از دست بافته های ضخیم راه راه و رنگین است که عمدتأ بعنوان زیرانداز، پتو (اورغان جاجیم)، روتختی، روکش جل اسب و کفپوش کاربرد دارد. 
پلاس کردی ( پالیس کوردی): نوعی گلیم پشمی است که از دیر باز بعنوان یک زیر انداز مناسب محافظت از رطوبت، سرما و گرمای زمین بکار می رفته است، و بدین لحاظ در مفروش کردن کف چادرهای عشایر شمال خراسان، و یا بعنوان روانداز برای اسباب و اثاثیه و رختها و رختخواب که در خانهء کردهای عشایر و روستایی این دیار مورد استفادهء بیشتری دارد. پلاس در سایر نقاط ایران نیز بافته می شود ولی بافت " پیچ " آن منحصر به کردهای شمال خراسان است.
فرش کردی خراسان: این نوع فرش حاصل ذوق و هنر زنان کورد عشایر و روستائی این خطه است که در واقع دار بافتی این فرش یا قالی کردی زمینی بوده و رنگهای مورد استفاده آن رنگهای گرم بوده که از عشق، محبت، زندگی، نشاط و امید به آینده عشایر کورد و غیور این دیار حکایت دارد.
فرش نمدی: فرش نمدی که خود از به هم فشردن پشم بره ای درست می شود، خود صنعتی کاملأ ماهرانه و تخصصی می باشد، نمدمالی یکی از هنرهای برجسته این دیار بخصوص منطقه قوچان، مانه و سملقان بوده که اکنون کم کم روی در فراموشی نهاده است. 
به گفته کسانی که با فرش و بافته های داری منطقه سروکار دارند تنها در شهرستان شیروان نزدیک به 12 هزار نفر بافنده گلیم، سفره و فرش کردی فعالیت دارند. فرشهای کوردی خراسان از دیدگاه خریدار شعر است، هنر است، زیبایی و ظرافت است. اما توی " کارگاه فرش بافی " که پرزهای معلق در هوا را با هر دمی فرومی دهید، از شعر و هنر جزء رذالت موزون خبری نیست، شعارهای کاسب کارانه نزد دلال ها جا مانده اند. در کارگاه قالیبافی تنها صدای خستهی زنهایی بهگوش میرسد که رنگها را آواز که نه، ناله می کنند: «دوتا قهوه ای، یکی زرد به زیر، دو تا نارنجی...». از زمان بر پا کردن دارقالی تا وقت بافتن و خرید نخ و آخر سر هم قیچی زدن و جلا دادن و حتی فروختن، در هر کدام از این مراحل کار پیش دلال ها گیر است، و مسئولین امر حکومتی نیز گویی با دلال ها همگون و همسو هستند، تا این قشر زحمتکش را مفلوج، خوار و ذلیل کنند. آیا کمند مافیای فرش بر گردن زنان و دختران روستائی و عشایری چنگ آویخته است؟
مسئولین صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می بایستی اذعان بدارند که نبود آماری منسجم از تعداد بافندگان و تولیدات صنایع دستی در بانک اطلاعاتی صنعتی شمال خراسان، و همچنین بیمه نبودن این قشر بسیار زحمت کش جامعه از خلأهای موجود می باشد که بایستی مورد مداقه تصمیم گیران و برنامه ریزان استانی و کشوری باشد. حمایت از اقشار زحمت کش عشایر و روستائیان کرد شمال خراسان مستوجب درآمدهای ارزی زیادی متعاقب تولید صنایع دستی آنان خواهد شد.
امید است که حاکمان و مسئولین کشوری و استانی به خود آیند و حامی مردم خود باشند تا اینکه از مفت خواران بی رحم و خشونت گرای خارجی حمایت کنند، و مردم پر تلاش خود را ذلیل و خوار نموده و دست آوردهای آنان را و درآمدهای منابع طبیعی آنان را به یغما و غارت برسانند. به امید محقق شدن حقوق شهروندی و بر پایی نهادهای مدنی و سیاسی در میان کردهای خراسان.

منبع این قسمت:
cskk.org/fa/modules.php?name=News&file=articl...
----------------
و باز هم درباره ی فرش کوردیش:
نگاهی مختصر به فرش کردستان
محمد شریف منصوری:
کردستان دارای طبیعتی زیبا ودر عین حال خشن میباشد که بافته هایش از نظر شیوه بافت وطرح ورنگ،از طبیعت منطقه تاثیر گرفته و ذهنی میباشند.
وجود آب وهوای سرد در شش ماه از سال در بیشتر مناطق استان موجب رویکرد بیشتر مردم به صنایع دستی از جمله تولید فرش شده .
کردستان از نظر مناطق بافتی به پنج منطقه تقسیم می شود .
1- سنه یا سنندج؛به دلیل بافته های زیبا واصالت وسادگی در طرح ورنگ.
2- بیجار؛به دلیل بافته های سنگین وساختار متراکم آنها که به فرشهای آهنین معروف می باشد.
3- کاکابرو؛به دلیل قالیهای دو پود.
4- کلیایی یا سنقر؛به دلیل قالیهای چله پشمی و دو پوده ورنگهای روشن.(قالیهای منطقه کلیایی وسنندج به دلیل استفاده از پرزهای پشمیو کاملا تابیده پشت برجسته اند.
5- سنجابی ؛به دلیل طرحهای شکسته و هندسی.
رنگها بیشتر روشن هستند ولی متاسفانه از رنگهای شیمیایی هم در آن استفاده میشود.
قالیهای کردستان در اندازه های قالیچه،کلگی وکناره بافته میشود .بهترین ومهمترین مراکز فرشبافی استان ؛سنه،بیجار و منطقه دهگلان میباشد که علاوه بر قالی گلیمهای خوب ونفیسی نیز میبافند.
نوع گره ای که استفاده می شود متقارن است و رنگها بیشتر رنگهای لاکی،آبی سرمه ای،کاجی،برای زمینه ورنگ کرم فقط در زمینه قالیهایی که نقش هشت پر دارند به کار میرود.
1- عروس وداماد
2- ماهی در هم
3- جقه توپی(هشت پر)
4- گل مینا خانی
5- جقه چارکی
6- گل وگلدان
7- نقش چهار باغ
8- طرح شوره بی (بید مجنون)
9- طرح موسایی
10-گل وکیلی
11-دسته گل
12-گل هه مرو (گل گلابی)
13-گل فرنگ (مستوفی)
14-نقشه بازوبند
15-طرح دار و گل(درخت و گل)
16-گاماسی(ماهی بزرگ)
17-سماوری
18-کله گاوی
19-تخت جمشید
20-جقه بادامی
21-گل چایی
22-جوزان
23-توت فرنگی
24-سه ترنج متداخل با زمینه ساده
از میان طرحهای ذکر شده،طرح ماهی درهم ترنج دار طرحی است که بیشتر در استان بافته می شود.این طرح بیشتر روی زمینه قرمز تیره یا سرمه ای دیده میشود.
طرح گل فرنگ هم یکی دیگر از طرحهاست که بیشتر در استان بافته میشود،این طرح از گلهای رز فرانسوی گرفته شده است،که به نام طرح لویی فیلیپ هم معروف است.
رنگهای بنفش انگوری وآبی آسمانی مخصوص بیجار میباشد که بیشتر در قالی های این منطقه بافته میشود،قالیهای دیگری با تار وپود پشمی معروف به حلوایی
وجود دارد که مخصوص همین منطقه است.
منبع این قسمت از:
http://carpetandrug.persianblog.ir/post/2
(نگاهی دیگر به فرش کوردیش نزد بافنده گان روستایی):


سخنی کوتاه:
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، اســتان کــــردستان بعنوان یکی ازقطبهای تولید فرشهای دستباف هـمواره درطول دوران حائز اهمیــــــت بوده است . برای مثال درهمه گیتی فرش سنه و بیجار بعنوان سمبل فرش زیبا ،محکم ، با ارزش و آهنین مورد قبول وستــــــایش طالبان هنر فرش بوده است.
-----------------------------------------
همچنین در زمینه ی صنایع دستی از جمله:
مهمترین صنایع دستى استان شامل فرش، گلیم، سجاده، نمد، نازککارى، زیورآلات و
آلات موسیقى است.
------------------------------
نمونه ای از فرشبافی سنندج(تصاویر مربوط به گذشته:
منبع:اینترنت
یادی از ایرج گل افشان تدوینگر و آنونس و تیزرساز با سابقه ایران

او به نگاتیوها و پوزتیوها قیچی میزد و عنوان بندی میکرد تا از نماهای گرفته شده
تصاویر با شکوهی ایجاد کند.
او با بهترین کارگردانان و بهترین عوامل سینمایی همکاری کرد.
همچنین فعالیتهایی دیگر از قبیل:برش نگاتیو-انتخاب موزیک-افکت-سرپرستی گوینده گان.
همچنین دارای یک مورد کارگردانی و نویسنده گی و تهیه کننده گی و تدوینگری فیلم
خوشگل محله

تدوین گری و...از علفهای هرز تا بله برون

لینک پوسترفیلمها
http://www.iranact.com/cinema/artists/showartisttoworks.asp?locality=IRAN&id=1646
ایرج گل افشان در سال 1317 در سنندج متولد شد . فعالیت های هنری وی به شرح زیر است: 1ـ استخدام در سازمان سمعی بصری اداره هنرهای زیبای کشور وابسته به وزارت فرهنگ و هنر به عنوان کارآموز (1339) و آموزش تمامی رشته های فنی سینما زیر نظر استادان آمریکایی از دانشگاه سیراکیوز (2 سال)...

2ـ قبولی در کنکور (1341) در رشته کارشناسی اقتصاد و مدیریت وابسته به وزارت دارایی. 3ـ استخدام در وزارت دارایی، در کنار فعالیت های سینمایی در رشته های برش نگاتیو، تدوین و ساخت آنونس. 4- نویسندگی متن آنونس و نوشتن سناریو فیلم و کارگردانی فیلم سینمایی «خوشگل محله» (1350). 5- اخذ 9 جایزه در رشته آنونس و یک جایزه در رشته تدوین «فیلم همسر». وی در روز 11 مردادماه سال 85 به دیار باقی شتافت.

فیلم شناسی:
1384 زن بدلی ( مهرداد میرفلاح ) [تدوینگر]
1382 بله برون ( داود موثقی ) [تدوینگر]
1381 ملاقات با طوطی ( علیرضا داودنژاد ) [تدوینگر]
1380 دختر شیرینی فروش ( ایرج طهماسب ) [سازنده آنونس]
1379 صدای سخن عشق ( رضا شالچی ) [تدوینگر]
1379 فوتبالیست ها ( علی اکبر ثقفی ) [تدوینگر]
1379 همسر دلخواه من ( افشین شرکت ) [تدوینگر]
1378 سحرگاه پیروزی ( حسین بلنده ) [تدوینگر]
1378 یکی بود یکی نبود ( ایرج طهماسب ) [تدوینگر]
1376 خفاش ( علی اصغر شادروان ) [تدوینگر]
1376 فرار بزرگ ( ناصر محمدی ) [تدوینگر]
1375 ارابه مرگ ( رضا قهرمانی ) [تدوینگر]
1375 بالاتر از خطر ( سعید عالم زاده ) [تدوینگر]
1375 نابخشوده ( ایرج قادری ) [تدوینگر]
1374 سفر پرماجرا ( سیامک اطلسی ) [تدوینگر]
1374 فرار مرگبار ( تورج منصوری ) [تدوینگر]
1374 برج مینو ( ابراهیم حاتمی کیا ) [سازنده آنونس]
1374 جهنم سبز ( افشین براری ) [تدوینگر]
1374 ماه پیشونی ( جواد ارشاد علی اکبر کوهکی ) [تدوینگر]
1374 ماه مهربان ( قاسم جعفری ) [تدوینگر]
1374 شیخ مفید ( فریبرز صالح سیروس مقدم ) [تدوینگر]
1374 طالع سعد ( مهستی بدیعی ) [تدوینگر]
1374 توطئه ( علی قوی تن ) [تدوینگر]
1373 درد مشترک ( یاسمن ملک نصر ) [سازنده آنونس]
1373 مرضیه ( اسفندیار شهیدی ) [تدوینگر]
1373 مروارید سیاه ( شفیع آقامحمدیان حبیب الله بهمنی ) [تدوینگر]
1373 پرواز از اردو گاه ( حسن کاربخش ) [تدوینگر]
1373 روسری آبی ( رخشان بنی اعتماد ) [سازنده آنونس]
1373 می خواهم زنده بمانم ( ایرج قادری ) [تدوینگر]
1372 تاواریش (رفیق) ( مهدی فخیمزاده ) [تدوینگر]
1372 پادزهر ( بهرام کاظمی ) [تدوینگر]
1372 همسر ( مهدی فخیمزاده ) [تدوینگر-سازنده آنونس]
1372 خاکستر سبز ( ابراهیم حاتمی کیا ) [سازنده آنونس]
1372 ضربه طوفان ( علی قوی تن ) [تدوینگر]
1371 حمله خرچنگ ها ( پرویز تاییدی ) [تدوینگر]
1371 دو همسفر ( اصغر هاشمی ) [سازنده آنونس]
1371 مرد ناتمام ( محرم زینال زاده ) [سازنده آنونس]
1371 هنرپیشه ( محسن مخملباف ) [سازنده آنونس]
1371 خون بس ( ناصر غلامرضایی ) [سازنده آنونس]
1371 سارا ( داریوش مهرجویی ) [سازنده آنونس]
1371 راز خنجر ( محمدحسین حقیقی ) [سازنده آنونس]
1371 آتش در خرمن ( سعید حاجی میری ) [سازنده آنونس]
1371 صلیب طلایی ( عبدالله باکیده ) [تدوینگر-سازنده آنونس]
1371 چهارشنبه عزیز ( حمید تمجیدی ) [سازنده آنونس]
1371 آذرخش ( احمدرضا درویش ) [سازنده آنونس]
1371 آنها هیچکس را دوست ندارند ( جعفر سیمایی ) [تدوینگر]
1370 انفجار در اتاق عمل ( رحیم رحیمی پور ) [تدوینگر-سازنده آنونس]
1370 دادستان ( بزرگمهر رفیعا ) [سازنده آنونس]
1370 جدال بزرگ ( علی اصغر شادروان ) [تدوینگر]
1370 دو نیمه سیب ( کیانوش عیاری ) [سازنده آنونس]
1370 برخورد ( سیروس الوند ) [سازنده آنونس]
1370 پوتین ( عبدالله باکیده ) [سازنده آنونس]
1370 موتو ( محمدعلی نظریان ) [تدوینگر]
1370 گل ها و گلوله ها ( ناصر مهدیپور ) [تدوینگر]
1370 شقایق ( مجید قاریزاده ) [تدوینگر]
1370 خانه خلوت ( مهدی صباغ زاده ) [سازنده آنونس]
1370 دیگه چه خبر؟! ( تهمینه میلانی ) [تدوینگر]
1370 بدوک ( مجید مجیدی ) [سازنده آنونس]
1370 دلشدگان ( علی حاتمی ) [سازنده آنونس]
1370 آقای بخشدار ( خسرو معصومی ) [سازنده آنونس]
1369 تعقیب سایه ها ( علی شاه حاتمی ) [سازنده آنونس]
1368 پرواز پنجم ژوئن ( علیرضا سمیع آذر ) [تدوینگر]
1368 آخرین مهلت ( پرویز تاییدی ) [تدوینگر]
1368 شنگول و منگول ( پرویز صبری ) [تدوینگر]
1368 هامون ( داریوش مهرجویی ) [سازنده آنونس]
1367 شاخه های بید ( امرالله احمدجو ) [سازنده آنونس]
1367 عروسی خوبان ( محسن مخملباف ) [سازنده آنونس]
1367 گراند سینما ( حسن هدایت ) [سازنده آنونس]
1367 کشتی آنجلیکا ( محمدرضا بزرگ نیا ) [سازنده آنونس]
1367 در مسیر تندباد ( مسعود جعفری جوزانی ) [سازنده آنونس]
1366 کمینگاه ( ) [تدوینگر]
1366 پرنده کوچک خوشبختی ( پوران درخشنده ) [سازنده آنونس]
1366 خانه ای مثل شهر ( حجت الله سیفی ) [سازنده آنونس]
1366 یار در خانه و ... ( خسرو سینایی ) [سازنده آنونس]
1366 محموله ( سیروس الوند ) [تدوینگر]
1366 جعفرخان از فرنگ برگشته ( علی حاتمی محمد متوسلانی ) [سازنده آنونس]
1366 جمیل ( احمد بخشی ) [تدوینگر]
1365 بگذار زندگی کنم ( شاپور قریب ) [تدوینگر]
1365 تیرباران ( علی اصغر شادروان ) [تدوینگر]
1365 دبیرستان ( اکبر صادقی ) [تدوینگر]
1365 طلسم ( داریوش فرهنگ ) [سازنده آنونس]
1365 ناخدا خورشید ( ناصر تقوایی ) [سازنده آنونس]
1364 آوار ( سیروس الوند ) [تدوینگر]
1364 اتوبوس ( یدالله صمدی ) [سازنده آنونس]
1364 سمندر ( محمود کوشان ) [تدوینگر]
1364 گمشده ( مهدی صباغ زاده ) [تدوینگر]
1364 زائر خلف ( یدالله نوعصری ) [تدوینگر]
1363 پایگاه جهنمی ( اکبر صادقی ) [تدوینگر]
1363 شکار شکارچی ( ) [تدوینگر]
1363 برگ و باد ( منصور تهرانی ) [تدوینگر]
1363 مشت ( سیامک اطلسی ) [تدوینگر]
1363 تفنگ شکسته ( مهدی معدنیان ) [تدوینگر]
1363 طغیان ( جهانگیر جهانگیری ) [تدوینگر]
1362 دو چشم بی سو ( محسن مخملباف ) [تدوینگر]
1362 نینوا ( رسول ملاقلیپور ) [سازنده آنونس]
1362 استعاذه ( محسن مخملباف ) [تدوینگر]
1362 سناتور ( مهدی صباغ زاده ) [تدوینگر]
1362 زخمه ( خسرو ملکان ) [تدوینگر]
1361 قرنطینه ( مسعود اسدالهی ) [تدوینگر]
1361 عبور از میدان مین ( جواد طاهری ) [تدوینگر]
1360 برزخی ها ( ایرج قادری ) [تدوینگر]
1360 در محاصره ( اکبر صادقی ) [تدوینگر]
1360 برنج خونین ( امیر قویدل اسدالله نیک نژاد ) [تدوینگر]
1360 فرمان ( کوپال مشکوة ) [تدوینگر]
1360 سفیر ( فریبرز صالح ) [تدوینگر]
1360 بازرس ویژه ( منصور تهرانی ) [تدوینگر]
1359 پنجمین سوار سرنوشت ( سعید مطلبی ) [تدوینگر]
1357 امشب اشکی می ریزد ( منوچهر مصیری ) [تدوینگر]
1357 لبه تیغ ( کامران قدکچیان ) [تدوینگر]
1356 پشت و خنجر ( ایرج قادری ) [تدوینگر]
1355 بت ( ایرج قادری ) [تدوینگر]
1355 علف های هرز ( فرزان (محمد) دلجو ) [تدوینگر]
1354 شب غریبان ( فرزان (محمد) دلجو ) [تدوینگر]
1350 خوشگل محله ( ایرج گلافشان ) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-تهیه
کننده]
آخرین گفتگوی منتشر شده با زنده یاد ایرج گل افشان
تدوین برآیند نهایی هرم خالق فیلم، اکران سینما و مخاطب به شمار می آید
:: 21 مرداد 1385 ::
مجله سی نت: تدوین خوب کامل کننده تلاشهای گروه سازنده یک فیلم سینمایی محسوب می شود.
زنده یاد ایرج گل افشان، تدوینگر سینمای ایران طی آخرین گفتگویش، ضمن بیان این مطلب در مورد تدوین فیلم « زن بدلی » گفت: « این فیلم یک اثر کمدی با طرح مسائل اجتماعی است. من برای تدوین این فیلم سعی کردم با استفاده از ضرباهنگی مناسب شرایط خوبی در خصوص پیوند سکانس ها به وجود بیاورم. البته نوع داستان و دکوپاژی که کارگردان بر روی فیلمنامه اعمال می کند، هدایتگر ریتم کلی تدوین یک فیلم خواهد بود. »
وی تاکید کرد: « تدوین به نوعی مرحله تکامل یک فیلم محسوب می شود و نقطه کامل کننده، نتیجه و حاصل کار یک گروه فیلمسازی است. برخی اوقات مکث هایی در فیلم طراحی می شود که برای اهالی حرفه ای سینما این سکون و مکث از مفهوم برخوردار است، ولی شاید این سکون برای مخاطب عادی سینما به هیچ وجه قابل درک نباشد و مجالی برای دریافت و ارتباط با فیلم محسوب نشود. »
مرحوم گل افشان تاکید کرد: « تدوین برآیند نهایی هرم خالق فیلم، اکران سینما و مخاطب به شمار می آید. تدوینگر فیلم باید بتواند این مثلث را به گونه ای تنظیم کند که شرایط توجه مخاطب به اثر را فراهم بیاورد. هر اندازه بتوانیم این رابطه را مستقیم تر و کوتاه تر کنیم، به همان نسبت در تدوین موفق عمل کرده ایم. »
این تدوینگر یادآور شد: « معمولاً سعی می کنم قبل از شروع کار تدوین یک فیلم، مشورت هایی با کارگردان انجام دهم تا بتوانم خواسته های کارگردان را در قالب اثرش به مخاطب ارایه کنم. باید به این مساله اشاره کنم که بدون وجود رابطه ای صمیمی میان کارگردان و تدوینگر هیچگاه شاهد تدوین خوبی نخواهیم بود. »
مرحوم ایرج گل افشان نهم مرداد امسال چشم از جهان فروبست و یازدهم همین ماه پیکرش از مقابل خانه سینما به قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع شد.
----------------
در جشنواره فیلم فجر
ایرج گل افشان با تدوین دو فیلم "زن بدلی" و "سرتو بدزد رفیق"
:: 5 دی 1384 ::
مجله سی نت: با تدوین دو فیلم "زن بدلی" به کارگردانی مهرداد میر فلاح که اثری کمدی و طنز است و فیلم "سرتو بدزد رفیق " به کارگردانی علی عبدالعلی زاده که اثری ویژه کودکان است، در جشنواره فیلم فجر حضور دارم.
ایرج گل افشان، تدوینگر سینمای ایران، در مورد آثار سینمایی که با تدوین او درجشنواره فیلم فجرحضور دارند، گفت : "سرتو بدزد رفیق" اثری مفرح و موزیکال برای کودکان و نوجوانان است و یک اثر مفرح و جذابی برای مخاطبانش خواهد بود و برای تدوین فیلم مشورت هایی با کارگردان فیلم انجام داده ام و اصولا سبک خاصی برای تدوین آثار ویژه کودکان و نوجوانان وجود دارد و باید ریتم به خصوصی برای تدوین به کار برد تا مخاطب کودک و نوجوان بتواند با روند وقوع داستان فیلم ارتباط برقرار کند .
این تدوینگر تاکید کرد: "زن بدلی " فیلمی کمدی و طنز است و داستانی خانوادگی را بصورت ساده و روانی روایت می کند و سعی کردم در تدوین ملاکهای موجود برای تدوین همچنین اثری را رعایت کنم تا ریتم و هارمونی فیلم به دست آید.
وی در مورد ملاک هایش برای قبولی تدوین یک اثر گفت : خب، نام کارگردان و خود فیلم و مضمونش در انتخاب بی تاثیر نیست و در مجموع سعی می کنم خودم را با شرایط سینمایی کشور وفق دهم و سعی می کنم برای به روز بودن و توجه به تدوین آثار شاخص سینمای روز دنیا ، آثاری را که در این حیطه وجود دارد، ببینم .
این تدوینگر در باره تدوینگران جوان سینمای ایران گفت : همه آنها جوانهای با استعداد و خوبی هستند، ولی در مجموع در سینمای ایران مونتاژ چندان جدی گرفته نمی شود و بیشتر به سایرعوامل فیلم توجه می شود، درحالی که تدوین نقش مهم و تاثیر گذاری در ساختار یک فیلم برعهده دارد و کار مونتاژ یکی از کارهای تکامل فیلم است .
وی درادامه تاکید کرد : یک تدوینگر مجرب، علاوه بر تسلط بر کارش باید با شرایط روز جامعه نیز آشنا باشد و همچنین از نیاز و خواسته مخاطبان سینما نیز آگاهی داشته باشد و از تمام مسائل بهره گیری کند و یک کار خوب در حیطه تدوین خلق کند .
قابل اشاره است که گل افشان تدوین آثاری نظیر "همسر" و "تاواریش" به کارگردانی مهدی فخیم زاده، "آقای رئیس جمهور"به کارگردانی ابو القاسم طالبی و همچنین "نابخشوده" و "می خواهم زنده بمانم" به کارگردانی ایرج قادری را انجام داده است و برای تدوین فیلم "همسر" سیمرغ بهترین تدوین را از جشنواره فیلم فجر به
دست آورده است
همچنین بیوگرافی ایرج گل افشان در سایتی دیگر:ایران فیلم
http://www.sourehcinema.com/People/People.aspx?Id=138111290048

منبع:سایت ایران آکتور و اینترنت

عناوین قهرمانی دربازیهای اسیایی محمد حسین محبی:
۱۹۷۹ بازیهای اسیایی ... هندوستان(چلندر) ... ۷۴ کیلو ... اول ... طلا
۱۹۸۱بازیهای المپیک اسیایی ... هندوستان(بمبئی)... ۷۴ کیلو ... اول ... طلا
۱۹۸۲ بازیهای اسیایی ... پاکستان(لاهور) ... ۷۴ کیلو ... اول ... طلا
۱۹۸۳ بازیهای اسیایی ... ایران(تهران) ... ۸۲ کیلو ... اول ... طلا
عناوین محمد حسین محبی در جام های بین المللی : ۱۹۷۸ جام لودز ... لهستان ... ۷۰ کیلو ... دوم ... نقره ۱۹۸۱ کاپ تفلیس ... تفلیس ... ۷۴ کیلو ... دوم ... نقره ۱۹۸۲ جام بخارست ... رومانی ... ۷۴ کیلو ... اول ... طلا ۱۹۸۲ کاپ مجارستان ... مجارستان ... ۸۲ کیلو ... سوم ... برنز ۱۹۸۳ جام لایبزیک ... المان ... ۸۲ کیلو ... اول ... طلا محمد حسین محبی هشت بار در مسابقات ۲۲ بهمن چهار بار در وزن۷۴ کیلو چهار بار در وزن ۸۲کیلو که در شهرهای اصفهان/ تهران برگذار گردید شرکت جست و درتمام این هشت سال زینت بخش سکوی قهرمانی مسابقات بود و هشت مدال طلا بر سینه اویخت و در تارخ سرزمین مردان جاودانه گشت
عناوینی که محمد حسین محبی در مسابقات جهانی کسب کرد : ۱۹۷۸ جهانی ... مکزیکو ... ۷۴ کیلو ... دوم ... نقره (مکزیک) ۱۹۸۱ جهانی ... اسکوپیه ... ۷۴ کیو ... چهارم ... امتیاز برای تیم (یوگسلاوی) ۱۹۸۲ جهانی ... ادمونتون ... ۷۴ کیلو ... پنجم ... امتیاز برای تیم (کانادا) ۱۹۸۵ جهانی ... مجارستان ... ۷۴ کیلو ... چهارم ... امتیاز برای تیم (مجارستان) همچنین محمد حسین محبی در سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰در وزن ۸۲ کیلو به مسابقات جهانی (مارتی نی) سویس و (توکیو) ژاپن اعزام گردید و کشتی های قابل قبولی گرفت . عنا وین مسابقات پهلوانی محمد حسین محبی : ۱۳۶۳کشتی پهلوانی با وزن ... تهران ... ۹۰ کیلو ... اول ... طلا ۱۳۶۴ کشتی پهلوانی با وزن ... اصفهان ... ۹۰ کیلو ... اول ... طلا (این قهرمان ارزنده و دلاور برادری هم دارد که مثل خودش در سطح بالایی ست و هم اکنون در شهر کرمانشاه زندگی می کنند .برای این دوبرادر قهرمان اروزی سلامتی و طول عمر باعذت از خدا وند خواستاریم ) منبع:اینترنت

١-آرتیمان : آرتیمان نام اولین هجار پاسارگاد بوده است.
٢-(آرتی= پاک و مقدس+ مان/من= اندیشه) اندیشه ی پاک و مقدس

و جایزهی ادبی «هیلده دومین» (Hilde Domin) برای شیرکو فتاح
من خودم طرفدار او نیستم و از او خوشم هم نمی آید.فقط میگذارم.
پدرش کوردی تبار، مادرش آلمانی و به قلم آلمانی می نویسد. شیرکو فتاح در فاصله کوتاهی توانست برای خودش در ادبیات آلمان جایی را پیدا کند. شیرکو فتاح تا این زمان چهار کتاب را به چاپ رسانیده که از این میان سه تای آنها رمان هستند. وی همچنین جوایز مهم ادبی را دریافت کرده است. امسال آخرین رمان وی به نام"داس دونکله شیف-کشتی تاریک "در فهرست کوتاه جوایز نمایشگاه کتاب لایبیزیگ که یکی از بزرگترین جوایز ادبی آلمان می باشد قرار گرفت.

شیرکوفتاح ،درسال1964در برلین شرقی از آلمان شرقی به دنیا آمد. سنین کودکی را در آلمان شرقی سپری کرده ،زمان زیادی از کودکیش در کردستان عراق بوده.در سال 1975خانواده اش به وین می روند و از آنجا به برلین غربی.شیرکو فتاح در برلین به تحصیل فلسفه و تاریخ هنر پرداخته. پدرش(رئوف فتاح)نیزاولین رمانش به اسم"ایم گرینتسلاند"،( درسرزمین نزدیک مرز) ، جایزه ی آسپیکته ی گرفت.

جایزهی ادبی «هیلده دومین» (Hilde Domin) امسال به شیرکو فتاح تعلق گرفت. فتاح از ابزار زبان برای بازگویی تخیلاتش در کردستان، سرزمین پدریاش، سرزمینی محصور میان مرزها استفاده میکند...
جایزهی ادبی «هیلده دومین» (Hilde Domin) که هر سه سال یک بار در آلمان به یک نویسندهی تبعیدی اهداء میگردد، این بار به او تعلق گرفت. جایزه در سهشب، بیست و پنجم سپتامبر، در شهر هایلدبرگ آلمان اعطا شد. او این جایزه را به پاس نگارش دو رمانش، «در سرزمین مرزی» و «عموی کوچک» دریافت کرد.
پیشینه جایزه
جایزهی ادبی هیلده دومین، نامش را از هیلده دومین، شاعر آلمانی، بر گرفته است. نخستین بار در سال ۱۹۹۲ بود که در هشتاد سالگی این بانوی شعر آلمان جایزهای به نام «ادبیات تبعید» در شهر هایدلبرگ بنیاد نهاده شد.
هیلده دومین که خود نخستین دریافتکنندهی این جایزه بود در سال ۲۰۰۶ چشم از جهان فرو بست. از آن پس به نکوداشت نام او، جایزه نام امروزین، یعنی جایزهی «هیلده دومین برای ادبیات تبعید» را به خود گرفت.
ستایشی از نویسندگان مهاجر
نویسندگان خارجی مقیم آلمان که آثار خود را به زبان آلمانی مینویسند، بر اساس انتخاب هیأت داوران، میتوانند به پاس خلق یک اثر یا کلیهی آثار خود به دریافت این جایزه نائل آیند. حتی مترجمها در صورت برگردان شایستهی کتابی به زبان آلمانی میتوانند یکسوم جایزهی هیلده دومین را از خود کنند.
رمان غیرعادی او
رمان، رمانی عادی نیست، رمانی که کمتر میتوان آفرینش آن را از یک خارجی مقیم آلمان که هرگز سرزمین پدریاش را ندیده، انتظار داشت. خود شیرکو نیز با این نظر موافق است: «در نقدهایی که از این کتاب شد، صحبت بیشتر بر سر این موضوع بود که خانوادههای مهاجر جدید را وارد ادبیات آلمان کردهاند. من از یکی از همین خانوادهها هستم. من راجع به سرزمینی نوشتم که در آن زندگی نکردهام، اما آن را به خوبی میشناسم.»
تغییر در فضای ادبی آلمان
در سالهای گذشته فضای ادبی آلمان دستخوش تغییراتی شد. در سالهای دههی ۷۰ و ۸۰ به آثار ادبی نویسندگان دیگر مقیم آلمان به عنوان آثار مهمان این کشور نگاه میشد، نه آثار مهاجران. در آن سالها مهاجران از دید آلمانیها خارجیانی بودند که در این کشور به طور موقت اقامت میگزیدند. نه تنها مردم آلمان، بلکه خود نویسندگان خارجی مقیم این کشور نیز از این زاویه به موضوع مینگریستند. فتاح میگوید: «نمیشد، غیر از این نگاه کرد. حتی خود نویسندگان هم آن را باور داشتند. اما این درست نیست که به طبقهبندی باور داشته باشیم که ادبیاتی از این دست را بخصوص در قیاس با ادبیات آلمانی با معیاری متفاوت میسنجد.»
تحول در مفهوم مهاجر
در سالهای دههی ۹۰ اوضاع تغییر کرد. در این سالها واژهی «مهاجر» تنها مهمان را تداعی نمیکرد که باید برای بازگشتش تبلیغ میشد.
امروزه در آلمان نزدیک به ۱۵ میلیون خارجی زندگی میکنند. در ایالتهایی مانند هسن و نوردراین وستفالن ۴۰ درصد از نوزادان، پدر یا مادری خارجی دارند. بر بستری اینچنین بود که هنرمندانی مانند فاتح آخین کارگردان و شیرکو فتاح نویسنده پای به قلب فرهنگ آلمان گذاشتند و با خود پیشینهای به همراه آوردند که از مهاجرت و سرزمین پدریشان سخن میگوید.
فتاح همچنین خود او میگوید: من اینگونه عمل میکنم، از سرزمین پدریام، به عنوان سرزمینی ادبی استفاده میکنم که ماجراهای داستانهایم در آن رخ میدهند. «در اینجاست که میتوانم بگویم، من نویسندهای آلمانیام که به آلمانی مینویسد، به آلمانی فکر میکند، در آلمان زندگی میکند، اما سعی میکند از طریق ادبیات به میراثش قدم بگذارد، میراثی که چه از آن دور باشم و چه نزدیک، به سادگی هست و وجود دارد.»
کتابهای فعلی اش عبارتند از:
1-"ایم گرینتسلاند-در سرزمین نزدیک مرز"2001.2002 ،
2donnie-
3-"اونکلچن-عموی کوچک"2004

4-"داس دونکله شیف-کشتی تاریک"2008
"ایم گرینتسلاند"و"اونکلچن"به زبان فرانسه نیز ترجمه شده اند.
| شناسنامه | |
|---|---|
| زادروز | حدود ۵۸۴ قبل از میلاد |
| تاریخ مرگ | حدود ۵۵۹ قبل از میلاد |
| همسر | کمبوجیه اول |
| فرزندان | کوروش |
| اطلاعات سیاسی | |
| سمت | شاهدخت مادی ملکه هخامنشی |
شهبانو ماندانا (که بانویی کورد بود)مادر کوروش نخستین زنی است که تاریخ ایران از وی یاد کرده است.و البته همسر شخصی فارس یا پارسی وهمچون او ایرانی. وی دختر آستیاک، واپسین پادشاه ماد(اولین شاهنشاهی جهان) است.ماندانا همسر کمبوجیه پارسی شد. به روایت هرودوت، آستیاک دختر خود ماندانا را به کمبوجیه داد. کمبوجیه از خانوادهای پارسی و فرمانبردار بود که شاه ماد او را از یک مادی، دست کم، بیزیانتر میدانست، به ویژه که کمبوجیه شخصی ملایم و آرام بود.
کمبوجیه در آن هنگام در «انشان» بود. از این ازدواج فرزندی پا به گیتی گذاشت که او را کوروش نام نهادند و چنانچه میدانیم کوروش بنیانگذار سلسله هخامنشی شد و تاریخ عنوان بزرگی را به او داد.
ملکه ماندانا مادر کوروش و دختر آستیاگ(آخرین پادشاه ماد)در انتقال قدرت به پسرش کوروش تاثیر انکارناپذیری داشت.زن زرتشتی در این قرن از بیشترین حقوق متعالی برخوردار بود و یکی از درخشان ترین ادوار تاریخی خود را می گذراند. همانطور که گفته شد نمونه کامل آن ماندانا مادر کورش بود؛ که بارها کوروش به وجود او افتخار کرده است.
چون آخرین پادشاه ماد (آستیاک) فرزند پسر نداشت؛ ملکه ماندانا حق شاهزادگی داشت و به همین خاطر در انتقال قدرت به کوروش کبیر مؤثر بود. ماندانا مدرسه و گروه های پارس را بنیان نهاد که در آن عده زیادی از پسران همسن و سال کوروش، تیراندازی، اسب سواری و فنون نبرد را می آموختند. گذشته از این ماندانا به کوروش آموخت که حق چیست و نا حق کدام است و احترام فوق العاده ای را که کوروش نسبت به مادرش ماندانا رعایت میکرد؛ به پاس داد و عدالتخواهی بود که از او آموخته بود.

او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت.
ماندان اولین مدرسه جمعی که در آن برگزیدگانی از پسران بودند بنیان مینهد که خود شخصا به دانش آموزان این مدرسه درس حقوق وقانون را می آموخت و به کوروش می آموخت که باید پایه و اساس ظلم و بیدادی را ویران نماید و در هر حال یار و همیار زیردستان باشد. در این مدرسه فنون سوارکاری و تیراندازی و نبرد نیز آموزش داده میشد.

منبع:تاریخ
منبع تصویر جدید ماندانا و شعر آن از یک کتاب در یک سایت و گذارده شد.

این بانوی نامدار مانـــدان بوده اســت
مه بانوی ماد و فخر ایران بــوده است
پــــــرورد به نیکــــی و خرد کـوروش را
او بانوی بانــــــوان ایران بــــوده است
منبع:تاریخ و اینترنت